تبليغاتX
الکترونیک

الکترونیک

این وبلاگ مخصوص مطالب الکترونیکی میباشد

اِلِکترونیک مطالعه و استفاده از وسائل الکتریکی ای می‌‌باشد که با کنترل جریان الکترون‌ها یا ذرات باردار الکتریکی دیگر در اسبابی مانند لامپ خلاء و نیمه‌رساناها کار می‌‌کنند. مطالعه محض چنین وسائلی، شاخه‌ای از فیزیک است، حال آن که طراحی و ساخت مدارهای الکتریکی جزئی از رشته‌های مهندسی برق، الکترونیک و رایانه می‌‌باشد.

سالهاست که واژه "الکترونیک" به طور مکرر در میان مردم استفاده می‌‌شود به طوریکه هر شخصی برداشت انفرادی خود را از این علم و یا موارد کاربردی آن مطرح می‌‌کند، اما به صورت کلی عمدتاً تعاریف و برداشتهایی که از این واژه عنوان می‌‌شود کامل نبوده و برداشتهای ظاهری عملا نمی‌تواند اهمیت و نفوذ روزافزون الکترونیک را در ارتباط باصنایع گوناگون بیان کند.

"الکترونیک" به طیف گسترده‌ای از الکتریسیته اطلاق می‌‌شود که با حرکت الکترونها در انواع مدارات نیمه هادی سر و کار دارد. اختراع آی‌سی (IC)ها سبب آن شده است که دگرگونی‌های فراوانی در این علم پدیدار گشته و سیستم‌های مدرن الکترونیکی از جمله مدارهای کنترل از راه دور، ماهواره‌های فضایی، ربات‌ها و ... را پدید آورد.

امروزه الکترونیک کلید فتح شگفتیهای جهان است و با تمام علوم و فنون موجود به نحوی پیوند خورده است. از وسائل ساده خانگی تا پیچیده‌ترین تکنیک‌های فضایی همه جا صحبت از فناوری فراگیر الکترونیکی است و امروز صنعت نوین بدون الکترونیک و فناوری‌های وابسته به آن عملا مطرود و از کار افتاده است .

پیشرفت علم الکترونیک و وسعت حوزه عملکرد آن امروز بر همگان روشن است. علاوه بر وسائل الکترونیکی از جمله دستگاههای مخابراتی مثل رادیو، تلویزیون، ضبط صوت و تصویر، انواع وسائل پزشکی، صنعتی، نظامی، در دیگر وسائل غیرالکترونیکی هم، کمتر وسیله‌ای را می‌‌توان یافت که الکترونیک در آن دخال

اِلِکترونیک مطالعه و استفاده از وسائل الکتریکی ای می‌‌باشد که با کنترل جریان الکترون‌ها یا ذرات باردار الکتریکی دیگر در اسبابی مانند لامپ خلاء و نیمه‌رساناها کار می‌‌کنند. مطالعه محض چنین وسائلی، شاخه‌ای از فیزیک است، حال آن که طراحی و ساخت مدارهای الکتریکی جزئی از رشته‌های مهندسی برق، الکترونیک و رایانه می‌‌باشد.

سالهاست که واژه "الکترونیک" به طور مکرر در میان مردم استفاده می‌‌شود به طوریکه هر شخصی برداشت انفرادی خود را از این علم و یا موارد کاربردی آن مطرح می‌‌کند، اما به صورت کلی عمدتاً تعاریف و برداشتهایی که از این واژه عنوان می‌‌شود کامل نبوده و برداشتهای ظاهری عملا نمی‌تواند اهمیت و نفوذ روزافزون الکترونیک را در ارتباط باصنایع گوناگون بیان کند.

"الکترونیک" به طیف گسترده‌ای از الکتریسیته اطلاق می‌‌شود که با حرکت الکترونها در انواع مدارات نیمه هادی سر و کار دارد. اختراع آی‌سی (IC)ها سبب آن شده است که دگرگونی‌های فراوانی در این علم پدیدار گشته و سیستم‌های مدرن الکترونیکی از جمله مدارهای کنترل از راه دور، ماهواره‌های فضایی، ربات‌ها و ... را پدید آورد.

امروزه الکترونیک کلید فتح شگفتیهای جهان است و با تمام علوم و فنون موجود به نحوی پیوند خورده است. از وسائل ساده خانگی تا پیچیده‌ترین تکنیک‌های فضایی همه جا صحبت از فناوری فراگیر الکترونیکی است و امروز صنعت نوین بدون الکترونیک و فناوری‌های وابسته به آن عملا مطرود و از کار افتاده است .

پیشرفت علم الکترونیک و وسعت حوزه عملکرد آن امروز بر همگان روشن است. علاوه بر وسائل الکترونیکی از جمله دستگاههای مخابراتی مثل رادیو، تلویزیون، ضبط صوت و تصویر، انواع وسائل پزشکی، صنعتی، نظامی، در دیگر وسائل غیرالکترونیکی هم، کمتر وسیله‌ای را می‌‌توان یافت که الکترونیک در آن دخالتی نکرده باشد. از جمله در خودرو و صنایع ترابری، وسائل خانگی مثل ماشین رختشوئی، جاروی برقی و امثال آن نقش الکترونیک بسیار فعال و جالب توجه شده است. با توجه به این مختصر می‌‌توان نتیجه گرفت که امروزه، دیگر الکترونیک دانش و یا تخصص ویژه افراد تحصیلکرده دانشگاهی و متخصصان این رشته نیست و بر همه افرادی که به نحوی با امور فنی درگیرند لازم است بفراخور حرفه خویش از این رشته اطلاعی داشته باشند.

مهندسان الکترونیک با خلق وعملکرد سیستم‌های بسیار متنوعی سر وکار دارند که به منظور برآوردن نیازها و خواسته‌های جامعه طراحی می‌‌شوند. مهندسان الکترونیک در ایجاد ماشینهایی که تواناییهای بشر را در زمینه جسمی یاری و در زمینه محاسباتی افزایش می‌‌دهند نقش مهمی دارند. بخشی از طراحی و ایجاد سیستم‌های الکترونیکی به توانایی ساخت مدلهای ریاضی اجزاء و مدارهای الکتریکی بستگی داردتی نکرده باشد. از جمله در خودرو و صنایع ترابری، وسائل خانگی مثل ماشین رختشوئی، جاروی برقی و امثال آن نقش الکترونیک بسیار فعال و جالب توجه شده است. با توجه به این مختصر می‌‌توان نتیجه گرفت که امروزه، دیگر الکترونیک دانش و یا تخصص ویژه افراد تحصیلکرده دانشگاهی و متخصصان این رشته نیست و بر همه افرادی که به نحوی با امور فنی درگیرند لازم است بفراخور حرفه خویش از این رشته اطلاعی داشته باشند.

مهندسان الکترونیک با خلق وعملکرد سیستم‌های بسیار متنوعی سر وکار دارند که به منظور برآوردن نیازها و خواسته‌های جامعه طراحی می‌‌شوند. مهندسان الکترونیک در ایجاد ماشینهایی که تواناییهای بشر را در زمینه جسمی یاری و در زمینه محاسباتی افزایش می‌‌دهند نقش مهمی دارند. بخشی از طراحی و ایجاد سیستم‌های الکترونیکی به توانایی ساخت مدلهای ریاضی اجزاء و مدارهای الکتریکی بستگی دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 19:44  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

در ابتدا قسمتهای یک گیرنده را شرح می دهیم و در ادامه به توضیح هر کدام خواهیم پرداخت .

بخشهای اصلی یک گیرنده GPS عبارتند از :

 

1_ آنتن با Preamplifier

2_ بخش RF  ( Radio Frequency  )

3_ بلوک ردیابی سیگنال

4_واحد ورودی دستورات و واحد نمایش

5_واحد خروجی و ذخره داده ها

6 _منبع نیرو

7 _میکروپروسسور

 

آنتن :

 

آنتن گیرنده وسیله ای است جهت تبدیل انرژی الکترومغناطیسی موج به جریان الکتریکی .

به عبارت ساده تر ، آنتن سیگنالهای ماهواره های بالای افق خود را دریافت و بعد از انکه نویزها را به کمک فیلتر هایی از ورودی سیگنالها برداشته آنها را به بخش RF انتفال می دهد .

یک مشخصه اصلی در آنتها الگوی حصول (Gain Panern  ( آنها می باشد که حساسیت آنها در دریافت سیگنالهایارسالی از زاویه ارتفاعی مشخصی را نشان می دهد . بر طبق این الگو انتنها موظف می شوند که سیگنالهای ارسالی از ماهواره ها را تتا زائیه ارتفاعی مشخصی دریافت کنند . Gain آنتن باید متناسب با نوع کاربرد گیرنده باشد . به عنوان مثال در کارهای Static در مکانهای شهری ، Gain آنتن باید به گونه ای باشد که امواج ارسالی از ماهواره ها با زاویه ارتفاعپایین را دریافت نکند (جهت اجتناب از بروز پدیده چند مسیری ( Multipath  ) ) و در کاربرد های ناوبری در دریا ها انتنهایی با Gain بالا نیاز است تا امواج مربوط به ماهواره ها با زاویه ارتفاعی پایین را نیز دریافت کند .

 

توضیح : یکی از اثرات و خطاهایی که در GPS با آن مواجه هستیم  ، اثر چند مسیری

(Multipath  ) می باشد . این پدیده در اثر انعکاس امواج از سطح منعکس کننده مانند ساختمانها به وجود می آید . در اثر این پدیده آنچه گیرنده دریافت می کند سیگنالی است که از دو یا چند مسیر مختلف به آن رسیده است . جهت اجتناب از این مسئله معمولاً الگوی حصول آنتن را به گونه ای طراحی می کنند که سیگنالهای ماهواره ها تا زاویه ارتفاعی مشخصی را ردیابی نمایند که به این زاویه ارتفاعی Cut of angle  می گویند . معمولاً  Cut of angle را 15 درجه اختیار می کنند . یعنی آنتنها سیگنالهای ارسالی با زاویه ارتفاعی کمتر از 15 درجه را دریافت نمی کنند . الگوی خصول آنتن باید به گونه ای باشد که اجازه ورود سیگنالهای چند مسیری را به گیرنده ندهد .

 

یک مشخصه دیگر آنتنها ، استحکام مرکز فاز آنها می باشد . مرکز الکترونی آنتنها باید بر مرکز فیزیکی آنها نزدیک باشد و همچنین باید نسبت به دوران هم غیر حساس باشد . این مسئله به خصوص در کاربردهایی که آنتن در حال حرکت است اهمیت زیادی دارد . برای آنتنهای مورد استفاده در کاربردهای دقیق تعیین موقعیتی ، مرکز فاز آنتن یعنی مرکز آلکتریکی آن که موقعیت به آن منسوب می شود باید از استحکام بالایی برخوردار باشد .

 

 

انواع آنتنهای GPS  :

 

باید ذکر کنم که انواع مختلفی از آنتنها در سیتم  GPS مورد بهره برداری قرار می گیرند اما عمده آنها عبارتند از :

 

Dipoles   یا Monopole

Quadrifila helix   یا Volutes

 Spiral helix

Micro strip

Choke ring

 

لازم به ذکر است که برخی از آنتنهای ذکر شده مانند Micro strip به یک Ground Plane  نیاز دارند که معمولاً این نیاز با قطعات فلزی که المانهای آنتن Micro strip روی آن قرار می گیرد مرتفع می شود .

 

خصوصیات آنتنها :

 

Dipoles   یا Monopole  :

 

_ به یک  Ground Plane  نیاز دارد

_ تک فرکانسه هستند

_ عمده مزیت آنها این است که اندازه آنها کوچک بوده و به آسانی قابل ساخت هستند

_ اندازه Ground Plane می تواند به گونه ای طراحی شود که خطای چند مسیری را کاهش دهد .

 

Quadrifila helix   یا Volutes

 

_ به Ground Plane  نیاز ندارند

_ تک  فرکانسه هستند

_ از نقطه نظر ساخت پیچیده تر از گیرنده های  Dipole می باشند

_ Gain Pattern  خوبی دارند

 

Spiral helix

 

_ دو فرکانسه هستند

_ Ground Plane خوبی دارد

_ مرکز فاز این آنتنها از استحکام خوبی برخوردار نیست

 

Micro strip

 

_ ممکن است تک فرکانسه یا دو فرکانسه باشند

_ از نقطه نظر ساخت ساده هستند

_ با داشتن مقطع کوچک برای کاربردهای ناوبری ایده آل هستند

_ عیب عمده این آنتنها این است که Gain یایینی دارند

 

 

Choke ring

 

_ عموماً دو فرکانسه هستند

_ به یک Ground Plane نیاز دارند

_ شامل چندین حلقه متحدالمرکز به محور قائم آنتن هستند

_ Ground Plane به گونه ای طراحی شده اند که اثر چند مسیری را کاهش می دهند .

 

 

بخش Radio Frequency  :

 

بخش RF بخش اصلی آنتن و در واقع قلب گیرنده می باشد . وظیفه اصلی این بخش ، تبدیل فرکانسهای سیگنال در یافتی در آنتن به فرکانس پایین تر که فرکانس متوسط IF یا فرکانس بیت می باشد .

یک قسمت مهم در این بخش ، تعداد کانالها و به عبارت دیگر تعداد ماهواره هایی است که می توانند به طور همزمان ردیابی شوند . در گیرنده های قدیمی ، تعداد کانالها محدود بود و ردیابی ماهواره ها به صورت متوالی روی همان کانال صورت می گرفت ( حدود هر 20 ثانیه یک ماهواره تعقیب می شد و در انتهای این زمان ماهواره بعدی تعقیب می شد ). امروزه بیشتر گیرنده ها ، ماهواره ها را در کانالهای جداگانه ردیابی می کنند و ردیابی ماهواره ها به صورت پیوسته صورت می گیرد . گیرنده های چند کاناله ، دقت بیشتری دارند و نسبت به گم کردن سیگنال و قطع Lock  غیر حساس تر هستند ، اما دارای بایاسهای بین کانالی می باشد که این بایاسها در گیرنده های مدرن می تواند به طور کامل کالیبره شده و در سطح کمتر از 1/0 میلیمتر نگه داشته شوند .

 

المنهای اصلی بخش RF  عبارتند از :

 

_ اسیلاتورها ، برای تولید فرکانس مرجع

_ فیلتر ها ، برای حذف فرکانسهای ناخواسته

_ Mixer  ها ، جهت ضرب فرکانسها در هم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 19:15  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

آشنائی با LCD
 

LCD ها ابزاری برای نمایش اطلاعاتی هستند که  شامل حروف و اعداد و همچنین برخی کاراکترهای گرافیکی می شود. بطور معمول در تجربیات اولیه در نمایش اطلاعات دیجیتال از نمایشگر های هفت قسمتی (seven segment) استفاده می شود که این نمایشگرها فقط ارقام (0 تا 9) و بعضی حروف مثل A b C را بصورت نه چندان زیبا نمایش می دهند. اما با بکار گیری LCD اطلاعات را بصورت زیبا و کاملتر می توان نمایش داد. البته استفاده از LCD برای مدارات ساده توصیه نمی شود و عموما آنرا همرا با میکروکنترلر  یا CPU ها بکار می برند.
چیزی که از آن بعنوان LCD یاد می شود درواقع یک صفحه نمایشگر LCD مانند صفحه ماشین حساب است که همراه با آی سی کنترلر و مدارهای جانبی اش و عموما با لامپ پشت صفحه در یک بسته پیش ساخته عرضه می شود.

همانطور که گفته شد LCD دارای یک کنترلر است که با فرستادن اطلاعات به آن این اطلاعات را در صفحه ای که عموما به چند سطر و ستون تقسیم شده نمایش می دهد. مثلا برای نمایش حرف "M" کافیست کد اسکی این حرف را طبق یک پروتکل ساده به LCD ارسال کنیم. همچنین می توان دستوراتی از قبیل پاک کردن صفحه نمایش، جابجایی مکان نما، خاموش روشن کردن مکان نما و غیره را نیز به LCD ارسال کرد.
LCD
ها از طریق مقدار اطلاعاتی که میتوانند در صفحه نمایش بدهند انتخاب و خریداری می شوند. انواع معمول آن عبارتند از 16 ، 20 ، 32 و 40 کاراکتر در هر خط در 1 یا 2 یا 4 سطر. مثلا 2 در 16 یعنی صفحه دارای دو خط و هر خط 16 کاراکتر است. همچنین LCD موردنظر میتواند همراه با لامپ پشت صفحه (Back light) یا بدون آن انتخاب شود. LCD ها کاراکتر ها را در ماتریس های 5x7 pixel نمایش می دهند. در تصویر زیر یک نمونه 2 در 16 مشاهده می شود:

نمای پشتی:

تقریبا همه LCD ها دارای 16 پایه هستند که 8 خط آن مربوط به فرستادن یا خواندن داده ها یا دستورالعمل ها می باشد.  پایه های دیگر خطوط کنترل و ولتاژهای تغذیه می باشند. لیست کامل خط ها بقرار زیر است:

 شماره و نام خط  عملکرد
   
1- Vss زمین
2- Vcc ولتاژ 5 ولت برای کنترلر
3- Vee ولتاژ تنظیم درخشندگی(contrast)
4- RS  انتخابگر ثبات دستور / داده
5- RW  انتخابگر خواندن / نوشتن
6- Enable فعال کننده
7-14 Bus 8 خط گذرگاه داد یا دستور
15- ولتاژ 5 ولت برای لامپ پشت صفحه
16- زمین برای لامپ پشت صفحه

 Vee : برای تنظیم درخشندگی کاراکترها بکار می رود که باید ولتاژی بین صفر و 5 ولت به این پایه اعمال نمود. برای بیشترین درخشندگی این پایه را به زمین متصل کنید.

انتخابگر ثبات داده / دستور مشخص می کند که چه چیزی به LCD فرستاده می شود. اگر این خط صفر باشد کنترلر LCD بایت موجود روی خطوط 7 تا 14 را بعنوان یک دستور تلقی کرده و اگر این پایه یک باشد اطلاعات را بعنوان یک کد اسکی که باید کاراکتر معادل آنرا نمایش دهد در نظر می گیرد.

انتخابگر خواندن / نوشتن جهت اطلاعات را نشان می دهد. اگر این پایه صفر باشد اطلاعات به LCD ارسال می شود و اگر یک باشد عمل خواندن از LCD صورت می گیرد.

فعال کننده: برای هر دستور یا داده ای که به LCD میفرستیم یا میخواهیم از آن بخوانیم باید یک پالس پائین رونده (یعنی تغییر از سطح یک به صفر) را به این پایه اعمال کنیم تا دستور یا داده بوسیله کنترلر LCD پردازش شود.

در خطوط 7 تا 14 خط 7 کم ارزشترین بیت(LSB) و خط 14 پر ارزش ترین بیت (MSB) می باشد.

در صورت تمایل به روشن کردن لامپ پشت صفحه ولتاژ 5 ولت را به پایه 15 اعمال و پایه 16 را به زمین متصل می کنیم.

برای آزمایش می توان LCD را به پورت چاپگر متصل  و اطلاعاتی را به آن ارسال نمود. در این حالت بطور معمول خطوط داده پورت به خطوط 7 تا 14 و سه خط کنترلی به پایه های 4 تا 6 اتصال داده می شود توجه داشته باشید که ولتاژ تغذیه و لامپ پشت صفحه LCD توسط منبع خارجی تامین می شود.
روش فرستادن یک کاراکتر:
خط خواندن نوشتن را صفر کنید تا نوشتن انتخاب شود.
خط داده / دستور را یک کنید تا داده انتخاب شود.
کد اسکی کاراکتر مورد نظر را روی خطوط D0 تا D7 قرار دهید.
خط انتخاب را ابتدا یک و سیس صفر کنید. حداقل 450 نانو ثانیه باید این خط را صفر نگه دارید تا داده پردازش شود. بعد از آن حالت خط تاثیری نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 19:10  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

درالکترونیک و کامپیوتر، فلیپ فلاپ یک نوع مدار دیجیتال است که می تواند به عنوان

یک بیت حافظه عمل کند. یک فلیپ فلاپ می تواند شامل دو سیگنال ورودی، صفر یا

یک در پایه ورودی باشد. ضمنا یک فلیپ فلاپ دارای یک پایه زمانی(clock) و یک

خروجی(out put) و دو پایه set و reset می باشد.

بعضی از فلیپ فلاپ ها شامل یک پایه clear می باشند که خروجی را دوباره راه

اندازی(reset)می کنند. (در واقع فیلیپ فلاپ ها یکی از انواع مدارات مجتمع Ic))

هستند که برای کار به اتصالات تغذیه و زمین نیاز دارند.)

تغییرات پالسهای ورودی که منظور همان صفر و یک دیجیتال می باشند، بهمراه پایه clock

 سبب تغییرات در خروجی می شوند. (عملا هر تغییری در وضعیت خروجی، به طور

همزمان وابسته به تغییرات پالس در پایهclock است. مشخصات آیسی های فلیپ

فلاپ ها مثلا پایه های ورودی، خروجی و بقیه پایه ها توسط کارخانه های سازنده در

دفترچه هایی تحت عنوان دیتاشیت(data sheet) قرار می گیرند.)

فلیپ فلاپ ها انواع متفاوتی دارند که این انواع مختلف عبارتند از:

فلیپ فلاپ SR

فلیپ فلاپ JK

فلیپ فلاپ T

فلیپ فلاپ D

فلیپ فلاپ SR


img/daneshnameh_up/6/66/flip-flop-SR.jpg
مدار داخلی یک فلیپ فلاپ SR با استفاده از گیت NOR


 

 

 

 

 

فلیپ فلاپ SR یک المان فیزیکی است که می تواند به عنوان یک عنصر تاخیر دهنده

به کار گرفته شود. این المان فیزیکی دارای دو ورودی به نام های R و S می باشد و

دو خروجی دارد که یکی متمم دیگری است.

طرز کاراین فلیپ فلاپ در جدول صحت به این شکل است که وقتی عملکرد مدار را

بررسی می کنیم اگر S=1 و R=0 باشد، اصطلاحا می گویند مدار set است یعنی

خروجی آن 1 شده است. اگر پس از آن S=0 شود، مدار در وضعیت set باقی می

ماند ولی اگر R=1 شود اصطلاحا می گویند مدار Reset شده است یعنی خروجی در

این لحظه صفر است، و اگر در این لحظه R=0 شود مدار در حالت Reset باقی می

ماند. بنابراین R=0 و S=0 در خروجی نشان می دهد که کدامیک از S یا R آخرین بار

برابر 1 بوده است. یعنی مدار آخرین وضعیت غیر صفر ورودی را به خاطر سپرده است.

مطابق جدول کارنو اگر R و S همزمان در حالت 1 قرار گیرند مدار در حالت نامشخص

خواهد بود. به این خاطر مدارهای دارای فلیپ فلاپ SR را طوری طراحی می کنند که

هیچ گاه ورودی های S و R همزمان برابر 1 نشود.

این مورد محدودیتی برای فلیپ فلاپ SR است، که در فلیپ فلاپ JK این نقص برطرف

شده است.

فلیپ فلاپ JK

این عنصر تاخیر دهنده دارای دو ورودی به نام J و K می باشد و دو خروجی آن یکی

متمم دیگری است و در آن محدودیت فلیپ فلاپ SR را رفع کرده اند و دو ورودی J=1

و 1=K برای این مدار قابل قبول است.

در این فلیپ فلاپ همانند نوع SR ورودی تمام صفر یعنی J=0 و K=0 تاثیری در حالت

خروجی فلیپ فلاپ ندارد و همان حالت قبلی حفظ می شود. ولی اگر J=1 و 1=K

باشد یک ورودی قابل قبول است که باعث تغییر حالت در مقدار خروجی می شود.

img/daneshnameh_up/b/bf/flip-flop-JK.jpg
مدار داخلی یک فلیپ فلاپ JK

فلیپ فلاپ T

img/daneshnameh_up/1/11/flip-flop-T.JPG

 
مدار داخلی یک فلیپ فلاپ       T


 

 

 

 

این عنصر تاخیر دهنده دارای یک ورودی به نام T است و دو خروجی به صورت Y و

متمم آن دارد.

چنانچه T=1 شود باعث تغییر در خروجی می شود یعنی اگر خروجی صفر باشد

مقدار آن یک می شود و برعکس اگر خروجی یک باشد مقدار آن صفر می شود. این

فلیپ فلاپ را به این خاطر فلیپ فلاپ جهشی نیز می نامند.

فلیپ فلاپ T همانند فلیپ فلاپ JK است که دو ورودی آن از یک متغیر مقدار می

گیرد یعنی یا هر دو J و K مقدار صفر و یا هر دو مقدار یک دارند. به این ترتیب در

مواقعی یک است، ایجاد جهش می کند.

فلیپ فلاپ D


img/daneshnameh_up/c/c1/flip-flop-D.JPG
مدار داخلی یک فلیپ فلاپ D


 

 

 

این مدار تاخیر دهنده شبیه به یک عنصر تاخیر دهنده ساعت عمل می کند به این

ترتیب که هر ورودی به آن می دهیم در یک فاصله زمانی مشخصی بعدا همان ورودی

را به صورت خروجی دریافت می کنیم.

از این رو این فلیپ فلاپ را فلیپ فلاپ تاخیر (Delay) می نامند. این فلیپ فلاپ یک

ورودی به نام D دارد.

</

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 19:1  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

با کلیک بر روی هریک از آی سی ها می توانید

 

مدارات قابل ساخت آنها راببینید 

 

 

 

AN7112 AN7116 AN7117 AN7147 AN7149N
AN7161N AN7168 AN7171NK AN7173NK AN7177 AN7178
CXA1019M CXA1019S CXA1034P-M CXA1191M CXA1191S HA13001
HA1377 HA1384 HA1388 KA2211 KA2213 KA22135
KA2214 LA1185 LA1186N LA1260 LA1265 LA3160
LA3161 LA3210 LA3220 LA3225-6T LA3361 LA3600
LA4101 LA4145 LA4162 LA4182 LA4183 LA4185
LA4190 LA4192 LA4261 LA4265 LA4282 LA4422
LA4440 LA4445 LA4446 LA4460N LA4461N LA4465
LA4475 LA4476 LA4480 LA4497 LA4498 LA4500
LA4505 LA4507 LA4508 LA4510 LA4520 LA4550
LA4555 LA4557 LA4558 LA4570 LA4575 LA4597
LA4700 LA5527 LA6510 LA6520 LB1403-13-23-33-43N LB1640N
LB1641 LM1868 LM386 MB3722 MB3730 MB3731
MC13175-76 MC13176 MC145027 MC145028 MC1488 MC3357
MC3359 MC3361B MC3362 MC34018 MC34118 MDA2020
mPC1288V STK0025 STK0029 STK0030 STK0039 STK0040-2
STK0040 STK0049 STK0050-2 STK0050 STK0059 STK0060-2
STK0060 STK0070-2 STK0070 STK0080-2 STK0080 STK0100-2
STK0100 STK0105 STK055 STK057 STK058 STK060
STK075 STK075G STK077 STK077G STK078-105 STK078
STK078G STK080 STK080G STK082-105 STK082 STK082G
STK083 STK084 STK084G STK085-105 STK086 STK086G
STK1030 STK1035 STK1039 STK1040 STK1045 STK1050
STK1059 STK1060 STK1070 STK3042 STK4101-2 STK4102-2
STK4111-2 STK4112-2 STK4121-2 STK4122-2 STK4131-2 STK4132-2
STK4141-2 STK4142-2 STK4151-2 STK4152-2 STK4161-2 STK4162-2
STK4171-2 STK4172-2 STK4181-2 STK4182-2 STK4191-2 STK4192-2
STK4301 STK4311 STK433 STK4332 STK435 STK4352
STK436 STK4362 STK437 STK4372 STK439 STK4392
STK441 STK443 STK457 STK459 STK460 STK461
STK463 STK465 TA7205AP TA7222AP TA7227P TA7230P
TA7232P TA7233P TA7240AP TA7241AP TA7250P TA7252P
TA7269P TA7270P TA7271P TA7273P TA7282AP TA7283AP
TA7368P TA7688P TA7769P TA8200AH TA8211AH TBA810S
TBA820M TDA1010A TDA1011 TDA1013B TDA1015 TDA1015T
TDA1020 TDA1083 TDA1170D TDA1170N TDA1170S TDA1180P
TDA1489 TDA1510A TDA1514A TDA1515B TDA1516Q TDA1518Q
TDA1519 TDA1519A TDA1521 TDA1551Q TDA1552Q TDA1553Q
TDA1554Q TDA1555Q TDA1701 TDA1904 TDA1905 TDA2003
TDA2004 TDA2005 TDA2006 TDA2007 TDA2008 TDA2009
TDA2020 TDA2030 TDA2030A TDA2040 TDA2270 TDA2320
TDA2611A TDA2613 TDA2822 TDA2822D TDA2822M TDA3562A
TDA4433 TDA4601 TDA7050 TDA7050T TDA7052 TDA7052A
TDA7056 TDA7056A TDA7057Q TDA7230A TDA7231 TDA7233D
TDA7233S TDA7240A TDA7241 TDA7245 TDA7285 TDA7350
TDA8140 TDA8170-72 TDA8185 TDA8190 TDA8192 TDA8196
uPC1185H2 uPC1188H uPC1212C uPC1213C uPC1230H2 uPC1241H
uPC1277H uPC1278H uPC1280V uPC1310V uPC1316C uPC1318AV
uPC1321V uPC1335V
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 18:58  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

اندازگيری فرکانس

دید کلی

معمولا اندازه گیری فرکانسهای صوتی (20Hz تا 20kHz) ساده‌تر از فرکانسهای دیگر انجام می‌شود و برای اندازه گیری این فرکانسها ابزارها و روشهای بسیاری موجود است. البته توجه داشته باشید که به صرف سادگی اندازه گیری فرکانسهای صوتی نباید از دقت لازم کاست، بلکه همانند دیگر اندازه گیریها این اندازه گیری نیز باید صحیح و دقیق باشد.

روشهای اندازه گیری

روش Beat _ Note (صدای تداخلی)

ساده‌ترین روش اندازه گیری فرکانس مجهول صوتی ( ) تنظیم دستگاه سیگنال ژنراتور صوتی روی تداخل صفر است. پس از این عمل می‌توان از روی صفحه مدرج سیگنال ژنراتور مقدار فرکانس را خواند. در این روش هم می‌توان از گوشی استفاده نمود و یا به جای آن میتری در مدار قرار داد. دو سیگنال بطور همزمان به شاخص اختلاف فرکانس وارد می‌شود. چنانچه اختلاف فرکانس دو سیگنال صفر باشد، در گوشی صدایی با قدرت بیشتر و یا در میتر با انحراف عقربه بیشتر روبه‌رو خواهیم شد.

در این حالت آزمایشگر باید دقت کند که سیگنال ژنراتور را روی هماهنگها یا هارمونیکهای تنظیم نکند. با چند آزمایش می‌توان به اختلاف این دو حالت پی برد. سیگنال منتجه حاصل از فرکانس اصلی دارای شدت بیشتری است. چنانچه آزمایشگر در اندازه گیری خود دقت لازم بکار برد، دقت اندازه گیری معادل با دقت دستگاه سیگنال ژنراتور صوتی که معمولا تا است، خواهد شد.

روش ولت متر

این روش اندازه گیری صامت است و در نتیجه از خطاهای حاصل از عیوب ممکن در گوش پرهیز می‌شود. در این روش با اندازه گیری مقدار موثر موج حاصل از تداخل دو سیگنال توسط ولت متر مقدار فرکانس مجهول بدست می‌آید. سیگنال مجهول ( ) و سیگنال ژنراتور ( ) از طریق مقاومتهای جداسازی و که می‌توانند دارای مقادیری بین 820 تا 1800 اهم باشند، به ولت متر وارد می شود.

برای اندازه گیری فرکانس با این روش ابتدا باید سیگنال مجهول را کنار گذارده و خروجی ژنراتور را برای انحراف عقربه ولت متر تا وسط صفحه مدرج تنظیم کنید. سپس با اعمال سیگنال مجهول مشاهده خواهید کرد که عقربه به نوسان افتاده و به بالا و پایین وسط صفحه حرکت می‌کند. با تنظیم فرکانس ژنراتور چنانچه روی فرکانسی برابر فرکانس مجهول قرار گیرد، عقربه از نوسان افتاده و به حالت سکون می‌رسد. بنابراین در این روش می‌توان با دقت بیشتری فرکانس مجهول را بدست آورد. یکی از مزایای این روش این است که عقربه تنها در فرکانس اصلی سکون خواهد یافت و در هماهنگها نیز نوسان خواهد کرد.

اندازه گیری فرکانس نوع القایی

این دستگاه را اندازه گیری فرکانس نوع آهن متحرک نیز می‌نامند. در این دستگاه فرکانس مستقیما توسط آهن متحرک خوانده می‌شود. در این دستگاه دو سیم پیچ ثابت و بطور عمود بر یکدیگر سوار می‌شوند. عنصر متحرک یک تیغه آهنی نرم و باریک و بلند است که به آن عقربه‌ای متصل کرده‌اند. انحراف این تیغه آهنی متناسب با میدان مغناطیسی حاصل از دو سیم پیچ و است. شبکه سلفی _ مقاومتی متصل به سیم پیچها اختلاف فاز بین جریانهای جاری در سیم پیچها را کاهش داده و بدان وسیله مانع از چرخش تیغه آهنی می‌شود. در این صورت چون تیغه نمی‌تواند چرخش میدان مغناطیسی را دنبال کند، انحرافی متناسب با فرکانس جریان پیدا می‌کند.
این نوع فرکانس را معمولا برای اندازه گیری فرکانس برق شهری (25 ، 40 ، 50 ، 60 و 125 هرتز) بکار می‌برند. البته وسایلی با این چنین ساختمانی برای اندازه گیری فرکانسهای بالاتر تا حدود 500 هرتز نیز ساخته شده است. اغلب دستگاه را برای یک فرکانس معمول طراحی کرده و آن را در وسط صفحه مدرج قرار می‌دهند. انحراف عقربه در دو طرف فرکانس کار دستگاه از 30 درصد تا 85 درصد متغیر است. دقت این نوع وسایل بستگی به نوع ساخت و مدل آن دارد و می‌تواند به 0،5درصد برسد. دستگاه اندازه گیر فرکانس نوع القایی را می‌توان برای یک ولتاژ / یک فرکانس ، دو ولتاژ/ یک فرکانس یا دو ولتاژ / دو فرکانس بکار برد.

اندازه گیری فرکانس نوع تیغه‌ای

این وسیله به نام تیغه مرتعش معروف است. در این وسیله M یک ماده مغناطیس دائمی می‌باشد. روی گردن این مغناطیس یک سیم پیچ (L) با تعداد دور بسیار از سیم نازک پیچیده شده است. این سیم پیچ به منبع جریان فرکانس صوتی مجهول متصل می‌شود. یک طرف تیغه R (یک نوار نازک فلزی مانند آهن یا فولاد) به یکی از قطبین آهنربا وصل شده است. طرف دیگر این تیغه با فاصله کمی روی قطب دیگر آهنربا قرار می‌گیرد. تیغه فنری دارای پریود ارتعاشی است که با توجه به طول و ضخامت آن تعیین می‌شود.

چنانچه جریان متناوبی به سیم پیچ جاری شود، نیروی میدان مغناطیسی منتج با فرکانس موج ac تغییر می‌کند و تیغه را وادار به ارتعاش می‌نماید. وقتی فرکانس موج ، معادل با فرکانس طبیعی باشد، ارتعاش خیلی شدید است، بطوری که انتهای آزاد تیغه دیده نمی‌شود. چنانچه فرکانس موج بالاتر یا پائین‌تر از فرکانس طبیعی تیغه باشد، ارتعاش کندتر صورت گرفته و به شکل خاکستری رنگ دیده می‌شود.

در دستگاههای عملی چندین تیغه را با طولهای مختلف کنار هم سوار می‌کنند. قطب بالایی آهنربا چنان بریده شده که تیغه‌ها دارای طولهای متفاوتی باشند. این عمل بدین منظور انجام می‌گیرد که انتهای آزاد تیغه‌ها در یک خط قرار گرفته و از خارج به سهولت قابل روئیت باشند. برای روئیت بهتر تیغه‌ها خمیدگی سر آزاد آنها را به رنگ سفید در می‌آورند. اگر اختلاف طول تیغه‌ها کم باشد، در یک فرکانس مشخص چندین تیغه به ارتعاش در می‌آید (معمولا 3 تیغه)، اما آن تیغه که ارتعاش طبیعی وی به فرکانس مجهول نزدیکتر است، فعالتر بوده و از دید محو می‌شود، در حالی که تیغه‌های دیگر به رنگی تیره هنوز دیده می‌شوند.

اندازه گیری الکترونیکی فرکانس از نوع آنالوگ

این دستگاه دارای امپدانس زیادی بوده و قابلیت اندازه گیری 0 تا 10kHz و 0 تا 100kHz را دارد. از آمپرمتر فرکانس جریان dc از 0 تا 50 میکروآمپر عبور می‌کند. مقدار فرکانس مستقل از دامنه سیگنال 1،7 ولت به بالا بوده و همچنین مستقل از شکل موج می‌باشد و پاسخ مدار خطی است و بنابراین کافی است در هر باندی یک نقطه تنظیم شود. این آرایش شامل دو تقویت کننده بیش تغذیه شده (Overdriven) است. خروجی طبقه آخر ( ) یک موج مربعی است که در یک مدار RC بکار برده می‌شود. دیودهای و عمل یکسوسازی را انجام می‌دهند.

تا وقتی دامنه موج مربعی ثابت است، انحراف عقربه (M) تنها به تعداد پالسهای موجود در هر ثانیه بستگی پیدا می‌کند و بنابراین بطور مستقیم با فرکانس سیگنال متناسب است. دستگاه را باید ابتدا روی یک نقطه از هر باند تنظیم نمود. این تنظیم تنها برای یک بار انجام می‌شود. بهترین نقطه برای تنظیم عبارت از فرکانس حد بالای باند جهت انحراف کامل عقربه است. پتانسیومترهای تا برای این منظور در مدار جای گرفته‌اند.

اندازه گیری الکترونیکی نوع دیجیتال

همانند اندازه گیر نوع آنالوگ اندازه گیر نوع دیجیتال نیز الکترونیکی است و امپدانس بالایی تولید می‌کند. در این نوع اندازه گیرها میتر M حذف شده و فرکانس به صورت یک سری اعداد که توسط مدارهای خاص تولید می‌شود، نشان داده خواهد شد. بنابراین اندازه گیر دیجیتال ، یک دستگاه تمام الکترونیکی است. دستگاه نوع دیجیتالی اصولا شامل یک شمارنده الکترونیکی است که تعداد پالسهای موجود در هر ثانیه را شمرده و سپس یک نمایش دهنده 5 یا 8 عددی را جهت نمایش فرکانس بکار می‌اندازد. گیت مبنای زمانی یک ثانیه‌ای توسط یک سیگنال مبنای زمانی دقیق (سیگنال ساعت) کنترل می‌شود. این سیگنال در داخل دستگاه تولید شده و معمولا از یک نوسان ساز کریستالی بدست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 18:36  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

 مقدار جریان و ولتاژ متناوب

برای اندازه گیری مقدار جریان ، ولتاژ ، توان ، فرکانس و اختلاف فاز ، دستگاههای اندازه گیری مناسب مورد نیاز است.

اندازه گیری جریان و ولتاژ متناوب

آمپر متر و ولت متر دو دستگاه اندازه گیری هستند که بوسیله آنها مقدار جریان مصرفی و ولتاژ مصرف کننده‌ها را می‌توان اندازه گرفت. این دستگاهها براساس اهداف مورد نیاز به صورت‌های مختلف ساخته می‌شوند.

دستگاههای اندازه گیری تابلویی

این دستگاه معمولا یک رنج دارند و از دقت کمی برخوردار هستند کاربرد آنها در روی تابلوها به منظور نشان دادن کمیت مورد نظر می‌باشد.

دستگاههای اندازه گیری پرقابل (قابل حمل)

دستگاههای پر قابل کاربردی وسیع در صنعت برق دارند این دستگاه به دو صورت آنالوگ و دیجیتال در کارخانجات ساخته می‌شوند. از آنجا که این دستگاهها کمیت‌های مختلف (جریان ، ولتاژ ، مقاومت و...) را اندازه گیری می‌کنند در اصطلاح با عناوین آوومتر (A.V.Ω) و یا مالتی‌متر در بازار به فروش می‌رسند. کمیت‌های الکتریکی مورد سنجش در این دستگاه در محدوده بسیار وسیع و با دقت قابل قبولی اندازه گیری می‌شوند مالتی مترهای دیجیتالی دارای تنوع ، انعطاف و قیمت ارزانتری نسبت به مالتی مترهای آنالوگ هستند.

دستگاههای اندازه گیری آزمایشگاهی

به منظور انجام برخی از تحقیقات علمی در آزمایشگاه و کنترل دقیق فرآیند تولید صنایع پیشرفته نظامی ، اتمی و فضایی به دستگاههای اندازه گیری الکتریکی‌ای نیاز است که از دقت و کیفیت مرغوب گری نسبت به دستگاههای اندازه گیری معمولی برخوردار باشند. این دستگاهها برای کالیبره کردن دستگاههای اندازه گیری در موسسات استاندارد نیز بکار می‌روند. این وسایل اندازه گیری دارای ساختمانی پیچیده هستند و نسبت به دستگاههای معمولی قیمت بالاتری دارند.

اندازه گیری اختلالات اختلاف سطح الکتریکی (ولتاژ)

مقدار ولتاژ دو سر یک مولد یا مصرف کننده همواره بوسیله ولت متر اندازه گیری می‌شود. چون اختلاف پتانسیل بین دو نقطه را اندازه گیری می‌کند، بنابراین باید با دو سر مصرف کننده یا مولد به صورت موازی قرار گیرند، ولت متر به دو روش مستقیم و غیر مستقیم اختلاف سطح الکتریکی را اندازه می‌گیرد در روش مستقیم ولت متر به دو سر مصرف کننده متصل می‌شود و مقدار ولتاژ را اندازه گیری می‌کند.

در روش غیر مستقیم ولت متر بوسیله یک مبدل ولتاژ به دو سر مصرف کننده یا مولد متصل می‌شود این روش در مواردی بکار می‌رود که ولتاژ کار مصرف کننده‌ها یا شبکه بیش از حد مجاز دستگاه اندازه گیری باشد و یا این که از نظر حفاظتی نتوان ولتاژ مورد اندازه گیری را مورد سنجش قرار داد. کلید ولت متر برای اندازه گیری مقدار ولتاژهای خطی و فازی در شبکه‌های سه فاز ، از طریق تنها یک ولت متر از یک کلید ولت متر استفاده می‌کنند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 18:35  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

ترانسفورموتور

دید کلی:


ترانسفورماتورها را با توجه به کاربرد و خصوصیات آنها به سه دسته کوچک متوسط و بزرگ دسته بندی کرد. ساختن ترانسفورماتورهای بزرگ و متوسط به دلیل مسایل حفاظتی و عایق بندی و امکانات موجود ، کار ساده ای نیست ولی ترانسفورماتورهای کوچک را می توان بررسی و یا ساخت. برای ساختن ترانسفورماتورهای کوچک ، اجزای آن مانند ورقه آهن ، سیم و قرقره را به سادگی می توان تهیه نمود.

اجزای تشکیل دهنده یک ترانسفورماتور به شرح زیر است؛


هسته ترانسفورماتور:


هسته ترانسفورماتور متشکل از ورقه های نازک است که سطح آنها با توجه به قدرت ترانسفورماتور ها محاسبه می شود. برای کم کردن تلفات آهنی هسته ترانسفورماتور را نمی توان به طور یکپارچه ساخت. بلکه معمولا آنها را از ورقه های نازک فلزی که نسبت به یکدیگر عایق‌اند، می سازند. این ورقه ها از آهن بدون پسماند با آلیاژی از سیلیسیم (حداکثر 4.5 درصد) که دارای قابلیت هدایت الکتریکی و قابلیت هدایت مغناطیسی زیاد است ساخته می شوند.

در اثر زیاد شدن مقدار سیلیسیم ، ورقه‌های دینام شکننده می شود. برای عایق کردن ورقهای ترانسفورماتور ، قبلا از یک کاغذ نازک مخصوص که در یک سمت این ورقه چسبانده می شود، استفاده می کردند اما امروزه بدین منظور در هنگام ساختن و نورد این ورقه ها یک لایه نازک اکسید فسفات یا سیلیکات به ضخامت 2 تا 20 میکرون به عنوان عایق در روی آنها می مالند و با آنها روی ورقه ها را می پوشانند. علاوه بر این ، از لاک مخصوص نیز برای عایق کردن یک طرف ورقه ها استفاده می شود. ورقه های ترانسفورماتور دارای یک لایه عایق هستند.

بنابراین ، در مواقع محاسبه سطح مقطع هسته باید سطح آهن خالص را منظور کرد. ورقه‌های ترانسفورماتورها را به ضخامت های 0.35 و 0.5 میلی متر و در اندازه های استاندارد می سازند. باید دقت کرد که سطح عایق شده ى ورقه های ترانسفورماتور همگی در یک جهت باشند (مثلا همه به طرف بالا) علاوه بر این تا حد امکان نباید در داخل قرقره فضای خالی باقی بماند. لازم به ذکر است ورقه ها با فشار داخل قرقره جای بگیرند تا از ارتعاش و صدا کردن آنها نیز جلوگیری شود.


سیم پیچ ترانسفورماتور :


معمولا برای سیم پیچ اولیه و ثانویه ترانسفورماتور از هادی های مسی با عایق (روپوش) لاکی استفاده می‌کنند. اینها با سطح مقطع گرد و اندازه‌های استاندارد وجود دارند و با قطر مشخص می‌شوند. در ترانسفورماتورهای پرقدرت از هادیهای مسی که به صورت تسمه هستند استفاده می‌شوند و ابعاد این گونه هادی‌ها نیز استاندارد است.

توضیح سیم پیچی ترانسفورماتور به این ترتیب است که سر سیم پیچ‌ها را به وسیله روکش عایقها از سوراخهای قرقره خارج کرد، تا بدین ترتیب سیم ها قطع (خصوصا در سیمهای نازک و لایه‌های اول) یا زخمی نشوند. علاوه بر این بهتر است رنگ روکش‌ها نیز متفاوت باشد تا در ترانسفورماتورهای دارای چندین سیم پیچ ، را به راحتی بتوان سر هر سیم پیچ را مشخص کرد. بعد از اتمام سیم پیچی یا تعمیر سیم پیچهای ترانسفورماتور باید آنها را با ولتاژهای نامی خودشان برای کنترل و کسب اطمینان از سالم بودن عایق بدنه و سیم پیچ اولیه ، بدنه و سیم پیچ ثانویه و سیم پیچ اولیه آزمایش کرد.


قرقره ترانسفورماتور:


برای حفاظ و نگهداری از سیم پیچ‌های ترانسفورماتور خصوصا در ترانسفورماتورهای کوچک باید از قرقره استفاده نمود. جنس قرقره باید از مواد عایق باشد قرقره معمولا از کاغذ عایق سخت ، فیبرهای استخوانی یا مواد ترموپلاستیک می سازند. قرقره هایی که از جنس ترموپلاستیک هستند معمولا یک تکه ساخته می شوند ولی برای ساختن قرقره های دیگر آنها را در چند قطعه ساخت و سپس بر روی همدگر سوار کرد. بر روی دیواره های قرقره باید سوراخ یا شکافی ایجاد کرد تا سر سیم پیچ از آنها خارج شوند.

اندازه قرقره باید با اندازه ى ورقه‌های
ترانسفورماتور متناسب باشد و سیم پیچ نیز طوری بر روی آن پیچیده شود. که از لبه های قرقره مقداری پایین تر قرار گیرد تا هنگام جا زدن ورقه‌های ترانسفورماتور ، لایه ى رویی سیم پیچ صدمه نبیند. اندازه قرقره های ترانسفورماتورها نیز استاندارد شده است اما در تمام موارد ، با توجه به نیاز ، قرقره مناسب را می توان طراحی کرد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 18:33  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

خازن

خازن ها انرژي الكتريكي را نگهداري مي كنند و به همراه مقاومت ها ، در مدارات تايمينگ استفاده مي شوند . همچنين از خازن ها براي صاف كردن سطح تغييرات ولتاژ مستقيم استفاده مي شود . از خازن ها در مدارات بعنوان فيلتر هم استفاده مي شود . زيرا خازن ها به راحتي سيگنالهاي غير مستقيم AC را عبور مي دهند ولي مانع عبور سيگنالهاي مستقيم DC  مي شوند .

ظرفيت :

ظرفيت معياري براي اندازه گيري توانائي نگهداري انرژي الكتريكي است . ظرفيت زياد بدين معني است كه خازن قادر به نگهداري انرژي الكتريكي بيشتري است . واحد اندازه گيري ظرفيت فاراد است . 1 فاراد واحد بزرگي است و مشخص كننده ظرفيت بالا مي باشد . بنابراين استفاده  از واحدهاي كوچكتر نيز در خازنها مرسوم است . ميكروفاراد µF  ، نانوفاراد nF  و پيكوفاراد pF  واحدهاي كوچكتر فاراد هستند .

µ means 10-6 (millionth), so 1000000µF = 1F

n means 10-9 (thousand-millionth), so 1000nF = 1µF

p means 10-12 (million-millionth), so 1000pF = 1nF

انواع مختلفي از خازن ها وجود دارند كه ميتوان از دو نوع اصلي آنها ، با پلاريته ( قطب دار ) و بدون پلاريته ( بدون قطب ) نام برد .

خازنهاي قطب دار :

الف - خازن هاي الكتروليت

در خازنهاي الكتروليت قطب مثبت و منفي بر روي بدنه آنها مشخص شده و بر اساس قطب ها در مدارات مورد استفاده قرار مي گيرند . دو نوع طراحي براي شكل اين خازن ها وجود دارد . يكي شكل اَكسيل كه در اين نوع پايه هاي يكي در طرف راست و ديگري در طرف چپ قرار دارد و ديگري راديال كه در اين نوع هر دو پايه خازن در يك طرف آن قرار دارد . در شكل نمونه اي از خازن اكسيل و راديال نشان داده شده است .

 

در خازن هاي الكتروليت ظرفيت آنها بصورت يك عدد بر روي بدنه شان نوشته شده است . همچنين ولتاژ تحمل خازن ها نيز بر روي بدنه آنها نوشته شده و هنگام انتخاب يك خازن بايد اين ولتاژ مد نظر قرار گيرد . اين خازن ها آسيبي نمي بينند مگر اينكه با هويه داغ شوند .

 

ب - خازن هاي تانتاليوم

خازن هاي تانتاليم هم از نوع قطب دار هستند و مانند خازنهاي الكتروليت معمولاً ولتاژ كمي دارند . اين خازن ها معمولاً در سايز هاي كوچك و البته گران تهيه مي شوند و بنابراين يك ظرفيت بالا را  در سايزي كوچك را ارائه مي دهند .

در خازنهاي تانتاليوم جديد ، ولتاژ و ظرفيت بر روي بدنه آنها نوشته شده ولي در انواع قديمي از يك نوار رنگي استفاده مي شود كه مثلا دو خط دارد ( براي دو رقم ) و يك نقطه رنگي براي تعداد صفرها وجود دارد كه ظرفيت بر حست ميكروفاراد را مشخص مي كنند . براي دو رقم اول كدهاي استاندارد رنگي استفاده مي شود ولي براي تعداد صفرها و محل رنگي ، رنگ خاكستري به معني × 0.01  و رنگ سفيد به معني × 0.1  است . نوار رنگي سوم نزديك به انتها ، ولتاژ را مشخص مي كند بطوري كه  اگر اين خط زرد باشد 3/6 ولت ، مشكي 10 ولت ، سبز 16 ولت ، آبي 20 ولت ، خاكستري 25 ولت و سفيد 30 ولت را نشان مي دهد .

براي مثال رنگهاي آبي - خاكستري و نقطه سياه به معني 68 ميكروفاراد است .

آبي - خاكستري و نقطه سفيد  به معني 8/6 ميكروفاراد است .

 

 

خازنهاي بدون قطب :

خازن هاي بدون قطب معمولا خازنهاي با ظرفيت كم هستند و ميتوان آنها را از هر طرف در مدارات مورد استفاده قرار داد . اين خازنها در برابر گرما تحمل بيشتري دارند و در ولتاژهاي بالاتر مثلا 50 ولت ، 250 ولت و ... عرضه پيدا كردن ظرفيت اين خازنها كمي مشكل است چون انواع زيادي از اين نوع خازنها وجود دارد و سيستم هاي كد گذاري مختلفي براي آنها وجود دارد . در بسياري از خازن ها با ظرفيت كم ، ظرفيت بر روي خازن نوشته شده ولي هيچ واحد يا مضربي براي آن چاپ نشده و براي دانستن واحد بايد به دانش خودتان رجوع كنيد . براي مثال بر 1/0  به معني 0.1µF يا 100 نانوفاراد است . گاهي اوقات بر روي اين خازنها چنين نوشته مي شود  ( 4n7  ) به معني 7/4 نانوفاراد . در خازن هاي كوچك چنانچه نوشتن بر روي آنها مشكل باشد از شماره هاي كد دار بر روي خازن ها استفاده مي شود . در اين موارد عدد اول و دوم را نوشته و سپس به تعداد عدد سوم در مقابل آن صفر قرار دهيد تا ظرفيت بر حسب پيكوفاراد بدست ايد . بطور مثال اگر بر روي خازني عدد  102 چاپ شده باشد ، ظرفيت برابر خواهد بود با 1000 پيكوفاراد يا 1 نانوفاراد .

 

كد رنگي خازن ها :

در خازن هاي پليستر براي سالهاي زيادي  از كدهاي رنگي بر روي بدنه آنها استفاده مي شد . در اين كد ها سه رنگ اول ظرفيت را نشان مي دهند و رنگ چهارم تولرانس ا نشان مي دهد .

براي مثال قهوه اي - مشكي - نارنجي به معني 10000 پيكوفاراد يا 10 نانوفاراد است .

خازن هاي پليستر امروزه به وفور در مدارات الكترونيك مورد استفاده قرار مي گيرند . اين خازنها در برابر حرارت زياد معيوب مي شوند و بنابراين هنگام لحيمكاري بايد به اين نكته توجه داشت .

 

            

كد رنگي خازنها

رنگ

شماره

سياه

0

قهوه اي

1

قرمز

2

نارنجي

3

زرد

4

سبز

5

آبي

6

بنفش

7

خاكستري

8

سفيد

9

خازن ها با هر ظرفيتي وجود ندارند . بطور مثال خازن هاي 22 ميكروفاراد يا 47 ميكروفاراد وجود دارند ولي خازن هاي 25 ميكروفاراد يا 117 ميكروفاراد وجود ندارند .

دليل اينكار چنين است :

فرض كنيم بخواهيم خازن ها را با اختلاف ظرفيت ده تا ده تا بسازيم . مثلاً 10 و 20 و 30 و . . . به همين ترتيب . در ابتدا خوب بنظر مي رسد ولي وقتي كه به ظرفيت مثلاً 1000 برسيم چه رخ مي دهد ؟

مثلاً 1000 و 1010 و 1020 و . . . كه در اينصورت اختلاف بين خازن 1000 ميكروفاراد با 1010 ميكروفاراد بسيار كم است و فرقي با هم ندارند پس اين مسئله معقول بنظر نمي رسد .

براي ساختن يك رنج محسوس از ارزش خازن ها ، ميتوان براي اندازه ظرفيت از مضارب استاندارد 10 استفاده نمود . مثلاً 7/4 - 47 - 470 و . . .  و يا  2/2 - 220 - 2200 و . . .

 

 

خازن هاي متغير :

در مدارات تيونينگ راديوئي از اين خازن ها استفاده مي شود و به همين دليل به اين خازنها گاهي خازن تيونينگ هم اطلاق مي شود . ظرفيت اين خازن ها خيلي كم و در حدود 100 تا 500 پيكوفاراد است و بدليل ظرفيت پائين در مدارات تايمينگ مورد استفاده قرار نمي گيرند .

در مدارات تايمينگ از خازن هاي ثابت استفاده مي شود و اگر نياز باشد دوره تناوب را تغيير دهيم ، اين عمل بكمك مقاومت انجام ميدهد...

 

خازن های تریمر

خازن های تریمر خازن های متغییر کوچک و با ظرفیت بسیار پایین هستند . ظرفیت این خازن ها از حدود 1 تا 100 پیکوفاراد ماست و بیشتر در تیونرهای مدارات با فرکانس بالا مورد استفاده قرار می گیرند .

خازنهای ثابت:

خازن های ثابت را بر اساس نوع ماده ی دی الکتریک به کار رفته در آنها تقسیم بندی و نام گذاری می کنند و از آنها در مصارف مختلف استفاده می شود . از جمله این خازنها می توان انواع سرامیکی ، میکا ، ورقه ای ( کاغذی و پلاستیکی ) ،الکترولیتی ، روغنی ، گازی و نوع خاص فیلم ( Film ) را نام برد .
اگر ماده ی دی الکتریک طی یک فعالیت شیمیایی تشکیل شده باشد آن را خازن الکترولیتی و در غیر این صورت آن را خازن خشک گویند . خازن های روغنی و گازی در صنعت برق بیش تر در مدارهای الکتریکی برای راه اندازی و یا اصلاح ضریب قدرت به کار می روند . بقیه ی خازن های ثابت دارای این خازن ها دارای ظرفیت معینی هستند که در وضعیت معمولی تغییر پیدا نمی کنند .

 ویژگی های خاصی هستند که در جای خود بدانها اشاره گردیده است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 18:32  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

انرژی خورشید

گفتیم که ذغال سنگ، نفت وگاز همیشگی نیستند و به شکلی که اکنون آن ها را مصرف می کنیم، عاقبت روزی تمام خواهند شد. در آن روز، به انرژیهای جدیدی نیاز خواهیم داشت.ما می توانیم با استفاده از نیروی باد، امواج دریا و رودهای کوهستانی که آبشان پر فشار و خروشان است، برق تولید کنیم امآ، علاوه بر این ها، یک منبع بسیار بزرگ انرژی نیز در کنارمان قرار دارد. آیا آن را می شناسید؟ بله، درست است: خورشید.

خورشید زمین را گرم و روشن می کند.گیاهانو جانوران را نیز انرژی خورشیدی را لازم دارند تا زنده بمانند. اگر خورشید نبود یا از زمین خیلی دورتر بود و گرمایش کمتر به ما می رسید، سطح زمین خیلی سرد و تاریک می شد و هیچ موجودی نمی توانست روی آن زندگی کندهمه ما به انرژی نیاز داریم. انرژی مانند نیرویی نامرئی در بدن ما وجود دارد و آن را به کار می اندازد. اگر انرژی به بدن نرسد، توانایی انجام کار را از دست می دهیم و پس از مدتی می میریم.

ما انرژی را از غذایی که می خوریم یه دست می آوریم. با هر حرکت و کاری که انجام می دهیم، بخشی از انرژی موجود در بدن صرف می شود. حتی برای خواندن این مطلب هم مقداری انرژی لازم است. برای همین باید هر روز غذاهای کافی و مناسبی را بخوریم. گیاهان و جانوران نیز برای زنده ماندن و رشد و حرکت، به انرژی نیاز دارند.

تمام دستگاهها و ماشین های ساخته شده بدست انسان نیز با ایتفاده از انرژی کار می کنند. بسیاری از این ماشین ها برقی هستند. حتماٌ در خانه شما هم دستگاههایی مثل رادیو، تلویزیون، اطو، یخچال... و وجود دارد. اگر به هر دلیلی برق خانه قطع شود، تمام این دستگاهها از کار می افتند و بدون استفاداه می شوند. اما آیا می دانید برق از کچا بدست می آوریم؟ برای تولید برق، سوخت هایی مثل ذغال سنگ، نفت و گاز را می سوزانیم. این نوع سوخت ها را سوخت فسیلی می نامند. سوخت های فسیلی از باقی ماند گیاهان و جانورانی به وجود می آمده اند که میلیون ها میلیون سال قبل روی زمین زندگی می کردند. وقتی این جانوران و گیاهان مردند و از بین رفتند، سال های زیادی زیر فشار لایه های زمین ماندند تا به ذغال سنگ و نفت و گاز تبدیل شدند.
اکنون در جهان میلیون ها میلیون ماشین وجود دارد. تعدادی از این ماشین ها با زغال سنگ، نفت، بنزین و گاز کار می کنند. بسیاری از آن ها نیز برای کارکردن به برق نیاز دارند. بخش زیادی از برق مورد نیاز جهان، با سوزاندن سوخت های فسیلی تولید می شود. برای همین هر روز مقدار زیادی از این سوخت ها مصرف می شود و اگر این کار ادامه پیدا کند، سرانجام روزی می رسد که سوخت های فسیلی زمین تمام می شوند.

انرژی خورشید
گفتیم که ذغال سنگ، نفت وگاز همیشگی نیستند و به شکلی که اکنون آن ها را مصرف می کنیم، عاقبت روزی تمام خواهند شد. در آن روز، به انرژیهای جدیدی نیاز خواهیم داشت.ما می توانیم با استفاده از نیروی باد، امواج دریا و رودهای کوهستانی که آبشان پر فشار و خروشان است، برق تولید کنیم امآ، علاوه بر این ها، یک منبع بسیار بزرگ انرژی نیز در کنارمان قرار دارد. آیا آن را می شناسید؟ بله، درست است: خورشید.
خورشید زمین را گرم و روشن می کند.گیاهانو جانوران را نیز انرژی خورشیدی را لازمدارند تا زنده بمانند. اگر خورشید نبود یا از زمین خیلی دورتر بود و گرمایش کمتر به ما می رسید، سطح زمین خیلی سرد و تاریک می شد و هیچ موجودی نمی توانست روی آن زندگی کند.
اگر خورشید به زمین نزدیکتر بود، مشکلات دیگری بوجود می آمد. در این حالت، گرمای سطح زمین آنقدر زیاد می شد که تمام یخ های قطب های شمال و جنوب آب می شدند و خشکی ها زیر اب می رفتند.گیاهان و جانوران و موجودات زنده هم از گرمای زیاد از بین می رفتند و می مردند.

خورشید به توپ بزرگ آتشین شباهت دارد صد بار بزرگتر از زمین است. این ستاره ها از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است.
گازها انفجارهای بزرگی را بوجود می آورند و پرتوهای قوی گرما و نور را تولید می کنند. این پرتوها از خورشید به سوی زمین می آینددر طول راه، یک سوم آن ها در فضا پخش می شوند و بقیه به صورت انرژی گرما و نور به زمین می رسند. می دانیم که سرعت نور 300000 متر در ثانیه است. از سوی دیگر، 8 دقیقه طول می کشد که نور خورشید به زمین برسد. بنابراین می توانید فاصله خورشید تا زمین را حساب کنید.

در این مسیر طولانی، مقدار زیادی از نور و گرمای خورشید از دست می رود، اما همان اندازه ای که به زمین می رسد، کافی است تا شرایط مناسبی برای زندگی ما و جانوران و گیاهان به وجود آید.

هر چیزی از ذرات بسیار کوچکی به نام اتم ساخته شده است. وقتی نور خورشید بر یک شیء می تابد، این ذرات به حرکت یا جنبش در می آیند. حرکت اتم ها گرما تولید می کند و شیء گرم می شود.

اجسامی که تیره رنگ یا سیاه هستند، انرژی خورشید را بیشتر جذب می کنند و گرم تر می شوند. اما اجسام روشن یا سفید، مقداری زیادی از پرتوهای خورشید را بر می گردانند. برای همین، مردم در تابستان لباس های روشن و سفید می پوشند تا خیلی گرمشان نشود.

اگر خورشید به زمین نزدیکتر بود، مشکلات دیگری بوجود می آمد. در این حالت، گرمای سطح زمین آنقدر زیاد می شد که تمام یخ های قطب های شمال و جنوب آب می شدند و خشکی ها زیر اب می رفتند.گیاهان و جانوران و موجودات زنده هم از گرمای زیاد از بین می رفتند و می مردند.
خورشید به توپ بزرگ آتشین شباهت دارد صد بار بزرگتر از زمین است. این ستاره ها از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است.
گازها انفجارهای بزرگی را بوجود می آورند و پرتوهای قوی گرما و نور را تولید می کنند. این پرتوها از خورشید به سوی زمین می آینددر طول راه، یک سوم آن ها در فضا پخش می شوند و بقیه به صورت انرژی گرما و نور به زمین می رسند. می دانیم که سرعت نور 300000 متر در ثانیه است. از سوی دیگر، 8 دقیقه طول می کشد که نور خورشید به زمین برسد. بنابراین می توانید فاصله خورشید تا زمین را حساب کنید.
در این مسیر طولانی، مقدار زیادی از نور و گرمای خورشید از دست می رود، اما همان اندازه ای که به زمین می رسد، کافی است تا شرایط مناسبی برای زندگی ما و جانوران و گیاهان به وجود آید.
هر چیزی از ذرات بسیار کوچکی به نام اتم ساخته شده است. وقتی نور خورشید بر یک شیء می تابد، این ذرات به حرکت یا جنبش در می آیند. حرکت اتم ها گرما تولید می کند و شیء گرم می شود.
اجسامی که تیره رنگ یا سیاه هستند، انرژی خورشید را بیشتر جذب می کنند و گرم تر می شوند. اما اجسام روشن یا سفید، مقداری زیادی از پرتوهای خورشید را بر می گردانند. برای همین، مردم در تابستان لباس های روشن و سفید می پوشند تا خیلی گرمشان نشود
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 18:30  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

جریان(dc)

تعریف

جریان مستقیم (DC یا جریان پیوسته)، عبور پیوسته جریان الکتریسیته از یک هادی نظیر یک سیم از پتانسیل بالا به پتانسیل کم است. در جریان مستقیم، بار الکتریکی همواره در یک جهت عبور می کند که این امر جریان مستقیم را از جریان متناوب (AC) متمایز می کند.

در واقع جریان مستقیم ابتدا برای انتقال توان الکتریکی پس از کشف تولید الکتریسیته در اواخر قرن 19 توسط توماس ادیسون بکار رفت. امروزه استفاده از جریان مستقیم برای این منظور غالباً کنار گذاشته شده است، چرا که جریان متناوب (که توسط نیکلا تسلا کشف و توسعه داده شده ) برای انتقال در طول خطوط بلند بسیار مناسب تر است (جنگ جریان ها را مشاهده کنید). هنوز هم انتقال توان DC برای اتصال شبکه های توان AC با فرکانس های مختلف به هم، بکار می رود.

DC عموماً در بسیاری از کاربرد های کم ولتاژ استفاده می شود، خصوصاً در جایی که انرژی از طریق باتری ها تامین می شود که تنها می توانند ولتاژ DC تولید کنند. اکثر سیستم های خودکار، از DC استفاده می کنند. اگرچه که ژنراتور یک وسیله AC است که از یک یکسو کننده برای تولید DC استفاده می کند. اغلب مدارات الکترونیکی نیاز به یک منبع تغذیه DC دارند. با وجود اینکه DC مخفف جریان مستقیم است اما کلاً به ولتاژهای با پلاریته ثابت، DC گفته می شود. برخی از انواع DC دارای تغییرات ولتاژ زیادی هستند، مانند خروجی دست نخورده یک یکسوساز. با عبور این خروجی از یک فیلتر RC پایین گذر، ولتاژ پایدار تری حاصل می شود.

معمولاً به دلیل ولتاژهای بسیار پایین بکار رفته در سیستم های جریان مستقیم، نصب آنها نیازمند پریزها، کلیدها و لوازم ثابت متفاوتی از آنچه که برای جریان متناوب به کار می رود است. در یک وسیله جریان مستقیم این نکته بسیار مهم است که پلاریته آنرا معکوس وصل نکنیم، مگر اینکه وسیله داری یک پل دیودی برای اصلاح این امر باشد. (که اکثر دستگاه های عمل کننده با باتری این امکان را ندارند.)

امروزه (سال 2000م) گرایشاتی در جهت سیستم های انتقال جریان مستقیم ولتاژ بالا (HVDC) ایجاد شده است. همچنین DC در سیستم های برق خورشیدی که توسط باتری های خورشیدی تغذیه می شوند، به کارمی رود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 18:28  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

جریان متناوب(ac

تعریف

یک جریان متناوب (AC ) جریان الکتریکی ای است که در آن اندازه جریان به صورت چرخه ای تغییر می کند، بر خلاف جریان مستقیم که در آن اندازه جریان مقدار ثابتی می ماند. شکل موج معمول یک مدار AC عموماً یک موج سینوسی کامل است چرا که این شکل موج منجر به انتقال انرژی به موثرترین صورت می شود. اما به هر حال در کاربردهای خاص، شکل موج های متفاوتی نظیر مثلثی یا مربعی نیز استفاده می شود.


تاریخچه

توان الکتریکی با جریان متناوب، نوعی از انرژی الکتریکی است که برای تغذیه تجاری الکتریسیته به عنوان توان الکتریکی، از جریان متناوب استفاده می کند. ویلیام استنلی جی آر کسی است که یکی از اولین سیم پیچ های عملی را برای تولید جریان متناوب طراحی کرد. طراحی وی یک صورت ابتدایی ترانسفورماتور مدرن بود که یک سیم پیچ القایی نامیده می شد. از سال 1881م تا 1889م سیستمی که امروزه استفاده می شود، توسط نیکلا تسلا، جرج وستینگهاوس، لوییسین گاولارد، جان گیبس و الیور شالنجر طراحی شد.

سیستمی که توماس ادیسون برای اولین بار برای توزیع تجاری الکتریسیته بکار برد، به دلیل استفاده از جریان مستقیم محدودیت های داشت که در این سیستم برطرف شد.
اولین انتقال جریان متناوب در طول فواصل بلند در سال 1891م نزدیک تلورید کلورادو اتفاق افتاد که چند ماه بعد در آلمان ادامه پیدا کرد. توماس ادیسون به علت اینکه حقوق انحصاری اختراعات متعددی را در فن آوری جریان مستقیم «DC» داشت، استفاده از جریان مستقیم را، به شدت حمایت می کرد اما در نهایت جریان متناوب به عرصه استفاده عمومی آمد (جنگ جریان ها را مشاهده کنید).
چارلز پروتیوس استینمتز از جنرال الکتریک بسیاری از مشکلات مرتبط با تولید الکتریسیته و انتقال آن را با استفاده از جریان متناوب حل کرد.


توزیع برق و تغذیه خانگی

بر خلاف جریان DC، جریان AC را می توان توسط یک ترانسفورماتور به سطوح مختلف ولتاژی انتقال داد. هر چه میزان ولتاژ افزایش یابد، انتقال توان هم موثرتر صورت خواهد گرفت. افزایش میزان قابلیت انتقال توان به علت قانون اهم است، تلفات انرژی الکتریکی وابسته به عبور جریان از یک هادی است. تلفات توان به علت جریان توسط رابطه P=I^2*R محاسبه می شود، بنابراین اگر جریان دو برابر شود، تلفات چهار برابر خواهد شد.

با استفاده از ترانسفورماتور، ولتاژ را می توانیم به یک ولتاژ بالا افزایش دهیم تا بتوانیم توان را در طول فواصل بلند در سطح جریان پایین انتقال داده و در نتیجه تلفات کاهش یابد. سپس می توانیم ولتاژ را دوباره به سطحی که برای تغذیه خانگی بی خطر باشد، کاهش دهیم.

تولید الکتریکی سه فاز بسیار عمومی است و استفاده ای موثرتر از ژنراتورهای تجاری را برای ما ممکن می سازد. انرژی الکتریکی توسط چرخش یک سیم پیچ داخل یک میدان مغناطیسی در ژنراتورهای بزرگ و با هزینه بالا ایجاد می شود. اما به هر حال جای دادن سه سیم پیچ جدا روی یک محور (بجای یک سیم پیچ)، هم نسبتاً آسان و هم مقرون به صرفه است. این سیم پیچ ها روی محور ژنراتورها نصب شده اند اما از نظر فیزیکی جدا اند و دارای یک اختلاف زاویه 120 درجه ای نسبت به هم هستند. سه شکل موج جریان تولید می شود که دارای اختلاف فاز 120 درجه ای نسبت به هم، اما اندازه های یکسان هستند.

توزیع الکتریسیته سه فاز بطور وسیعی در ساختمان های صنعتی و توزیع الکتریسیته تک فاز در محیط های خانگی بکار می رود. نوعاً یک ترانسفورماتور سه فاز ممکن است مسیرهای مختلفی را با یک فاز متفاوت برای بخش های مختلف هر مسیر، تغذیه کند.
سیستم های سه فاز به گونه ای طراحی شده اند که در محل بار متعادل باشند، اگر باری به طور صحیح متعادل شده باشد، جریانی از نقطه خنثی عبور نخواهد کرد. این بدین مفهوم است که می توان جریان را تنها با سه کابل به جای شش کابل که در غیر این صورت مورد نیاز است، انتقال داد. گفتنی است که برق سه فاز در واقع نوعی از سیستم چند فازه است.

در بسیاری از موارد تنها یک تک فاز برای تغذیه ی روشنایی خیابان ها یا مصرف کننده های خانگی مورد نیاز است. وقتی که یک سیستم توان الکتریکی سه فاز داریم، یک کابل چهارمی که خنثی است را در توزیع خیابانی قرار می دهیم تا برای هر خانه یک مدار کامل را فراهم کنیم «یعنی هر خانه می تواند از یکی از کابل های فاز و کابل خنثی برای مصرف استفاده کند». خانه های مختلف در خیابان از فازهای مختلف استفاده می کنند یا وقتی که مصرف کننده های زیادی به سیستم متصلند، آنها را به صورت مساوی در طول سه فاز پخش می کنند تا بار روی سیستم متعادل شود. بنابراین کابل تغذیه هر خانه معمولاً تنها شامل یک هادی فاز و نول و احتمالاً با یک پوشش آهنی زمین شده، است.

برای اطمینان یک سیم سومی هم اغلب بین هر یک از وسایل الکتریکی در خانه و صفحه سوییچ الکتریکی اصلی یا جعبه فیوز وصل می شود. این سیم سوم در انگلستان و اکثر کشورهای انگلیسی زبان سیم earth و در آمریکا سیم ground خوانده می شود. در صفحه سوییچ اصلی سیم earth را به سیم نول و نیز به یک تیرک متصل به زمین یا هر نقطه earth در دسترس (برای آمریکایی ها نقطه ground ) نظیر لوله آب، متصل می کنند.

در صورت وقوع خطا، سیم زمین می تواند جریان کافی را برای راه اندازی یک فیوز و جدا کردن مدار دارای خطا، از خود عبور دهد. همچنین اتصال زمین به این مفهوم است که ساختمان مجاور دارای ولتاژی برابر ولتاژ نقطه خنثی است.

شایع ترین نوع خطای الکتریکی (شوک) در صورتی رخ می دهد که شی ای (معمولاً یک نفر) بطور تصادفی بین یک هادی فاز و زمین، مداری تشکیل دهد. در این صورت یک جریان خطا از فاز به زمین ایجاد می شود که به جریان پس ماند معروف است. یک مدار شکن جریان پس ماند طراحی شده است تا چنین مشکلی را شناسایی کند و مدار را قبل از اینکه شوک الکتریکی منجر به مرگ شود، قطع کند.

در کاربرد های صنعتی (سه فاز) بسیاری از قسمت های مجزای سیستم خنثی به زمین متصلند که این امر موجب می شود تا جریان های کوچک زمین، که همواره بین یک ژنراتور و یک مصرف کننده (بار) در حال عبور هستند را متعادل کند. این سیستم زمین کردن این اطمینان را به ما می دهد که اگر خطایی رخ دهد، جریانی که از نقطه خنثی می گذرد به یک سطح قابل کنترل محدود شده باشد. این روش به سیستم خنثی زمین چندگانه معروف است.


فرکانس های AC در کشورها

اکثر کشورهای جهان سیستم های الکتریکی شان را روی یکی از دو فرکانس 60 و 50 هرتز استاندارد کرده اند. لیست کشورهای 60 هرتز که اغلبشان در دنیای جدید قرار دارند کوتاه تر است اما نمی توان گفت که 60 هرتز کمتر معمول است.

  • کشورهای 60 هرتز عبارتند از: ساموای امریکا، آنتیگوا و باربودا، آروبا، باهاماس، بلیز، برمودا، کانادا، جزایر کیمان، کلمبیا، کاستاریکا، کوبا، جمهوری دمونیکن، السالوادور، پلینسیای فرانسه، گوام، گواتمالا، گیانا، هاییتی، هندوراس، کره جنوبی، لیبریا، جزایر مارشال، مکزیک، میکرونسیا، مونت سرات، نیکاراگویه، جزایر ماریانای شمالی، پالایو، پاناما، پرو، فیلیپین، پرتوریکو، ساین کیتس و نویس، سورینام، تایوان، ترینیداد توباگو، جزایر ترکس و کیاکوس، ایالات متحده، ونزولا، جزایر ویرجین، جزیره ویک.

 

  • این کشورها دارای سیستم هایی با فرکانس مختلط 60 و 50 هرتز اند: بحرین، برزیل(اغلب فرکانس 60) ، ژاپن (فرکانس 60 هرتز در زمان حضور غربی ها).

اغلب کشورها بگونه ای استاندارد تلویزیون شان را انتخاب کرده اند که با فرکانس خطوط برق شان متناسب باشد. استاندارد NTSC برای کار با فرکانس خطوط برق 60 هرتز طراحی شده است در حالیکه PAL و SECAM برای فرکانس خطوط 50 هرتز طراحی شده است اما نسخه 60 هرتز PAL هم وجود دارد، برای مثال در برزیل PAL-M ارایه دهنده وضوح PAL و چشمک تصویر پایین NTSC است.

عموماً این مطلب پذیرفته شده است که نیکلا تسلا فرکانس 60 هرتز را به عنوان کمترین فرکانسی که منجر به عدم بروز پدیده چشمک زنی قابل مشاهده در روشنایی های خیابان ها می شد، انتخاب کرد. توان 25 هرتز بیش از آنی که در آبشار نیاگارا تولید شود، در اونتاریو و آمریکای شمالی استفاده می شده است.
هنوز هم ممکن است برخی از ژنراتورهای 25 هرتز در آبشار نیاگارا مورد استفاده واقع شوند. فرکانس پایین طراحی موتورهای الکتریکی کم سرعت را ساده می سازد و می توان آنرا به صورت بهتر و موثرتری تولید کرده و انتقال داد، اما منجر به چشمک زنی قابل ملاحظه ای در روشنایی ها می شود. کاربرد های ساحلی و دریایی ممکن است گاهاً فرکانس 400 هرتز را به علت مزیت های مختلف فنی مورد استفاده قرار دهند. برق 67/16 هرتزی هم هنوز در برخی از سیستم های راه آهن اروپا مانند سوئد به چشم می خورد.


ریاضیات ولتاژهای AC

جریان های متناوب عموما با ولتاژهای متناوب مرتبط اند. یک ولتاژ AC، V را می توان به صورت ریاضی مانند یک تابع از زمان توسط معادله زیر نمایش داد:

که در آن A، اندازه بر حسب ولت است (همچنین ولتاژ پیک خوانده می شود)
ω، فرکانس زاویه ای بر حسب رادیان بر ثانیه و t، زمان بر حسب ثانیه است.
به دلیل اینکه فرکانس زاویه ای برای ریاضی دانان بیش از مهندسین جذاب است، این معادله معمولاً به صورت زیر نوشته می شود:


که در آن f، فرکانس بر حسب هرتز است.
مقدار پیک به پیک یک ولتاژ AC به صورت اختلاف بین پیک مثبت و منفی این ولتاژ تعرف می شود. به دلیل اینکه حداکثر ولتاژ sin(x) ، 1+ و حداقل مقدار آن 1- است، یک ولتاژ AC بین +A و A – نوسان می کند. بنابراین ولتاژ پیک به پیک که به صورت VP-P نوشته می شود، برابر (+A)-(-A) = 2×Aخواهد بود.
اندازه یک ولتاژ AC معمولاً به صورت یک مقدار ریشه میانگین مجذور (rms) بیان می شود که Vrms نوشته می شود. برای یک ولتاژ سینوسی داریم:


Vrms در محاسبه توانای که توسط یک بار الکتریکی مصرف شده، مفید است. اگر یک ولتاژ مستقیم VDC یک توان P را به یک بار داده شده ارایه دهد، آنگاه یک ولتاژ متناوب با Vrms در صورتی همان توان را به بار مشابه ارایه می دهد که Vrms = VDC.
برای توضیح این مفهوم، خطوط برق 240 ولتی متناوب را در انگلیس تصور کنید. دلیل نام این خطوط این است که مقدار rms آن (حداقل بطور نامی) 240 ولت است. بدین مفهوم که این خطوط همان اثر گرمایی را دارند که ولتاژ DC 240 ولتی دارد. برای محاسبه ولتاژ پیک (اندازه)، می توانیم معادله بالا را به این معاله تغییر دهیم:

برای ولتاژ AC 240 ولتی، ولتاژ پیک یا A برابر 240 V × √2 = 339 V (تقریبا) است. ولتاژ پیک به پیک خطوط 240 ولتی حتی از این هم بیشتر است: 2 × 240 V × √2 = 679 V (تقریبا). اتحادیه اروپا (شامل انگلیس) اکنون یک تغذیه 230 ولتی و 50 هرتزی را بین کشورهای خود، هم آهنگ کرده است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 18:25  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

اثر های ویژه جریان الکتریکی :


رسانایی که جریان از آن عبور می کند بسته به خواصش ممکن است به میزان کمتر یا بیشتری گرم شود. مثلا" رشته لامپ به شدت گرم می شود
( بالای 1500 درجه سانتیگراد ). در حالی که سایر سیم ها در همان مدار به مقدار ناچیزی گرم می شوند .

بعضی فلزات نظیر سرب می توانند به حالتی تغییر شکل دهند که در آن حالت عملا" با عبور جریان گرم نمی شوند. پس اثر گرمایی جریان الکتریکی به خواص رسانا بستگی دارد. از طرفی دیگر اثر مغناطیسی جریان الکتریکی در همه موارد مشاهده می شود و به خواص رسانا بستگی ندارد.

عقربه مغناطیسی که موازی رسانای حامل جریان قرار گرفته باشد همیشه بدون توجه به خواص رسانا منحرف می شود. کاربرد این پدیده در ساخت لامپ جیوه است که در پزشکی مورد استفاده قرار می گیرد. البته با قرار دادن لامپ جیوه در لوله شیشه ای ناظران را از اثر زیانبار تابش فرابنفش دور می کنند. بنابر این اثر مغناطیسی جریان الکتریکی را باید شاخصترین اثر جریان در نظر گرفت. در این موارد فارادی نوشته است که : "اثر دیگری وجود ندارد که شاخصتر از اثر مغناطیسی جریان الکتریکی باشد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 18:5  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

پدیده های بارز جریان الکتریکی :

 

  • اگر یک لامپ رشته ای را به یک باتری وصل نماییم، پدیده های زیر مشاهده می شوند :

    رشته لامپ بر افروخته می شود و شروع به تابش می کند. این به آن معناست که جریان ، رسانایی را که از آن می گذرد، گرم می کند. یعنی جریان الکتریکی اثر گرمایی یا حرارتی ایجاد می کند.

    باید توجه داشت که نه فقط رشته لامپ بلکه تمام رساناهای دیگر نیز گرم می شوند. ولی گرمای آنها کمتر محسوس است. از این قابلیت جهت تولید اتو ، سماور برقی ، انواع چراغ های هیتر و سایر وسایلی که در آنها از مکانیزم تبدیل انرژی الکتریکی به حرارتی استفاده شده باشد ، استفاده می شود.

 

  • یک مدار ساده ای بسته و یک کلید کنترل به آن اضافه می کنیم و یک عقربه مغناطیسی را در داخل مدار بدون اتصال به مدار می گذاریم. پدیده زیر مشاهده می شود :

    تا وقتی که کلید بسته است عقربه مغناطیسی از محل اولیه اش منحرف می شود و وضعیت جدیدی به خود می گیرد . یعنی جریان الکتریکی اثر مغناطیسی ایجاد می کند . ایجاد جریان در سیم پیچ ها به توسط جریان متغیر و تولید جریان الکتریکی القایی از نتایج این اثر می باشد .

    از این قابلیت کابردهای وسیعی شده است از آن جمله : آهنربای الکتریکی ، ترانسفورماتورها ، بلندگوها و سایر وسایلی که در آنها میدان مغناطیسی و جریان الکتریکی با هم حضور پیدا می کنند.

 

  • تجزیه مولکول آب به وسیله جریان الکتریکی ( عمل الکترولیز آب ) که آنرا به اتمهای تشکیل دهنده اش هیدرون و اکسیژن تجزیه می کند، نشان می دهد که :

    جریان الکتریکی اثر شیمیایی ایجاد نمی کند، آزمایش نشان می دهد که اثر شیمیایی جریان در تمام رساناها دیده نمی شود. از طرفی در محلول های اسید سولفوریک ، نمک معمولی ، شوره و بسیاری از اجسام دیگر ، جریان الکتریکی باعث تجزیه جسم به اجزایش می شود . از این رو رساناهای الکتریکی به دو دسته تقسیم می شوند :
    • نوع اول رساناهایی هستند که در آنها جریان الکتریکی باعث اثر شیمیایی نمی شود (مانند فلزات و ذغال).
    • نوع دوم رساناهایی هستند که با جریان الکتریکی به اجزای تشکیل دهنده تجزیه می شوند. الکترولیت اصطلاح دیگر رساناهای نوع دوم است. و پدیده تجزیه جسم به وسیله جریان الکترولیز نامیده می شود.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 17:58  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

حاملین بار و منشا جریان الکتریکی:


در اغلب موارد وقتی که حاملین بار از اجسام متفاوت می گذرد، جریان الکتریکی ایجاد می شود.که حاملین بار عبارتند از:

  • یون ها:
    یعنی مولکول ها یا اتم هایی که به طور مثبت یا منفی باردار شده اند. در این حالت گفته می شود جسم رسانندگی یونی دارد. یا به عبارتی سازکار رسانش یونی است.

 

  • الکترونهای آزاد:
    این الکترونها یا در شبکه بلورین فلزات حضوردارند. و یا در سیستم ها یونیزه که در کنار حاملین بار یونی حضور دارند. مانند الکترولیت ها ( پیل شیمیایی ) در این مورد رسانندگی الکترونی داریم «رسانش الکترونی).

 

  • یونها و الکترونهای آزاد :
    در برخی موارد حاملین بار هم یون ها هستند و هم الکترونهای آزاد ، در چنین حالتی در مجموعه ، رسانندگی ترکیبی یونی و الکترونی وجود دارد. که حاملین به طور هم زمان در امر رسانندی نقش دارند.

 

  • حفره ها :
    در نیم رساناها الکترونی که کنده می شود، جایش خالی می ماند که در نقش بار مثبت عمل می کند. و همانند رسانندگی یونی ، به عنوان حامل بار عمل می کند که به چنین رسانندگی ، رسانندگی حفره ای گویند «رسانش حفره ای).


در همه موارد رسانندگی اعم از یونی ، الکترونی و حفره ای ، جابه جایی ذرات باردار الکتریکی به طور مستقیم مشاهده نمی شود. ولی جریان الکتریکی پدیده های گوناگونی را باعث می شود، که با بار های ثابت روی نمی دهند. وجود جریان را همیشه می توان با این پدیده ها و اثر های همراه آشکار کرد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 17:54  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

تعریف جریان الکتریکی :


جریان الکتریکی فرایند حرکت بارها در جسم است. وقتی که بین قسمت های آن جسم اختلاف پتاسیل وجود دارد. یعنی از حرکت حاملین بار جریان الکتریکی تشکیل می شود. البته منشا حاملین بار که سازندگان جریانند، می تواند به کلی متفاوت باشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 17:52  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

همانطوریکه در قبل دیدیم، بعضی از اتم ها دارای الکترونهای ناپیوسته هسـتند. الکترونها را می توان به آسانی از یک اتم به اتم دیگر منتقل کرد. زمانی که این الکترونها در بین اتمها حرکت می کنند، جریان الکتریسیته یا برق تولید می شود.

یک قطعه سیم را بردارید. الکترونها از یک اتم به اتم دیگر عبور کرده و باعث ایجاد جریان برق از یک سمت به سمت دیگر می شود. الکترونها بسیار کوچک هستند. یک سکة مسی بیش از 1022´ 1 الکترون دارد . میزان عبور جریان الکتریسیته در مواد مختلف فرق دارد. اندازه گیری میزان هدایت الکتریکی یک ماده، مقاومت آن نامیده می شود.

میزان مقاومت درون یک سیم بستگی به ضخامت ، طول و جنس آن دارد. ضخامت   سیم را قطر  آن می گویند.

 

هرچه قطر سیم کوچکتر باشد، طول سیم بیشتر است. بیشترین قطر سیمهای معمولی برابر یک است. سیمها از فلزات مختلفی ساخته شده اند ، که به عنوان مثال می توان از سیم مسی ، آلومینیومی و حتی فولادی نام برد . هریک از این فلزات دارای مقاومت مختلفی می باشند. هرقدر که مقاومت سیم کمتر باشد ، هدایت الکتریکی آن بهتر خواهد بود.

سیم مسی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد، زیرا مقاومت آن کمتر از سایر فلزات است. معمولاًٌ سیمهای درون دیوار ، لامپها و سایر جاها از جنس مسی است.

یک قطعه فلز می تواند به صورت یک بخاری عمل کند. زمانیکه جریان الکتریکی برقرار می شود ، مقاومت باعث اصطکاک و اصطکاک باعث گرما می شود. هرقدر که مقاومت بیشتر باشد ، گرمای ایجاد شده بیشتر خواهد بود. بنابراین یک سیم پیچ، مثل مو خشک کن (سشوار)، دارای مقاومت بالایی بوده و درنتیجه حرارت زیادی تولید می کند.

اما برخی از مواد دارای هدایت الکتریکی بسیار ضعیفی هستند. به این دسته از مواد عایق می گویند. لاستیک عایق خوبی است و به همین دلیل از آن به عنوان روکش سیمهای برق استفاده می شود. شیشه نیز عایق خوبی است. اگر به خطوط انتقال برق توجه کنید، مشاهده خواهید نمود که انتهای آن به یک شئ برآمده وصل شده است. اینها عایقهایی از جنس شیشه هستند. این عایق ها از تماس فلز درون سیمها با فلز برجها جلوگیری می کنند.

 

الکتریسیته ساکن

الکتریسیتة ساکن نوع دیگر از انرژی الکتریکی است. برخلاف الکتریسیتة جاری که حرکت می کند، الکتریسیتة ساکن در یک محل باقی می ماند.

 

آزمایش زیر را انجام دهید:

بادکنکی را که با هوا پرشده، به یک لباس پشمی یا موی خود بمالید. بعد آن را روی دیوار قرار دهید. بادکنک برروی دیوار می ایستد.

به سر دو بادکنک فنر وصل کنید. دو بادکنک را به هم بمالید. سر دو فنر را گرفته و بادکنک ها را کنار هم قرار دهید. خواهید دید که آنها از یکدیگر دور می شوند.

مالش بادکنکها باعث ایجاد الکتریسیتة ساکن در آنها می شود. وقتی که شما بادکنک را به لباس پشمی یا موی خود می مالید، بادکنک الکترونهای اضافی را از آنها گرفته و تا اندازه ای دارای بار منفی می شود.

بارهای منفی بادکنک به بارهای مثبت دیوار جذب می شود. هر دو بادکنکی که از فنر آویزان هستند دارای بار منفی می باشند. همیشه بارهای منفی یکدیگر را دفع می کنند و بارهای مثبت نیز همین طور . بنابراین بارهای منفی دو بادکنک باعث دور شدن آنها از یکدیگر می شود.

الکتریسیتة ساکن همچنین می تواند باعث ایجاد شوک در شما شود. اگر برروی یک فرش راه بروید و پای خود را برروی آن بکشید و سپس یک شئ فلزی را لمس کنید ، جرقه ای بین شما و شئ فلزی به وجود می آید. اگر پای خود را بیشتر روی فرش بکشید الکترونهای بیشتری درون بدن شما پخش می شود. زمانیکه شما دستگیرة فلزی در اتاق یا شئ ای با بار مثبت را لمس می کنید ، قبل از اینکه دست شما به دستگیره برسد، الکتریسیته ای بین انگشتان دستتان و دستگیرة فلزی ایجاد می شود. اگر روی فرش راه بروید و سپس جعبة کامپیوتر را لمس کنید، ممکن است موجب خرابی آن شوید.

یکی دیگر از انواع الکتریسیتة ساکن بسیار تماشایی است. این نوع الکتریسیتة ساکن مربوط به رعد و برق و طوفان می باشد . هنگامی که بلورهای یخ درون ابرها به یکدیگر مالیده می شوند ، ابرها بار منفی به خود می گیرند. در این هنگام برروی زمین بار مثبت افزایش می یابد. ابرها چنان بار بالایی به خود می گیرند که الکترونها از زمین به سمت ابرها ، و یا از ابری به ابر دیگر پرتاب می شوند. این باعث ایجاد یک جرقه بزرگی از الکتریسیتة ساکن در آسمان شده که ما به آن رعد و برق می گوئیم.

 

اما الکتریسیتة ساکن چیست ؟

همانطوریکه در فصل 2 دیدید، کلمة «الکتریسیته» از کلمات یونانی «elektor» به معنی خورشید درخشان و «elektron» گرفته شده است که هر دو کلمه کهربا را توصیف می کند. کهربا شیرة درخت فسیل شده ای است که میلیونها سال قبل وجود داشته و حال مانند یک سنگ سخت شده است.

حدود 600 سال قبل از دوران کنونی یونانیان به مسئلة جالبی پی بردند : زمانیکه کهربا را به یک قطعه خز می مالید ، کهربا شروع به جذب ذرات گرد و غبار ، پروکاه می کند. اما هیچ کس توجه زیادی به این اثر عجیب ننمود تا اینکه در حدود سال 1600 دکتر ویلیام گیلبرت در مورد واکنش های آهنربا و کهربا به بررسی پرداخت و پی برد که در سایر اشیاء نیز می توان ایجاد الکتریسیته نمود.

گیلبرت معتقد بود که کهربا در اثر مالش به خز تولید «الکتریسیته صمغی» می کند. اما در اثر مالش ابریشم به شیشه آنچه که تولید می شود را «الکتریسیتة شیشه ای» نامید. در سال 1747 دانشمندی به نام بنجامین فرانکلین در آمریکا و ویلیام واتسن در انگلستان به یک نتیجة مشابه رسیدند. آنها معتقد بودند که کلیة مواد دارای یک نوع سیال الکتریکی هستند . در واقع آنها در مورد اتم و الکترون چیزی نمی دانستند ، بنابراین براساس رفتار موجود آن را سیال نامیدند.

آنها فکر می کردند که این سیال می تواند به راحتی در ماده نفوذ کرده و نمی توان آن را تولید کرده یا از بین برد. همچنین آنها معتقد بودند که عمل مالش (مثل مالش کهربا به خز) موجب حرکت این سیال دیده نشده از یک شئ به شئ دیگری گردیده و باعث تولید الکتریسیته در هر دو می شود.

فرانکلین وجود سیال را مثبت و عدم وجود آن را منفی در نظر گرفت. بنابراین، برطبق گفتة او، جهت جریان از مثبت به منفی بود. اما امروزه ما می دانیم که عکس این قضیه صادق است. به عبارت دیگر جهت جریان الکتریسیته از منفی به مثبت است . سایرین از این هم فراتر رفته و معتقد بودند که دو نوع سیال وجود دارد. آنها براین باور بودند که مواد دارای سیال مشابه یکدیگر را جذب و مواد دارای سیال مختلف یکدیگر را دفع می کنند.

همة این موارد صرفاً تا اندازه ای درست بود و بدین ترتیب بود که نظریات علمی گسترش یافت. هرکسی دلیل وقوع پدیده ای را بررسی و سپس نظریه ای را ارائه می کند . بعضی اوقات یافتن واقعیت قرنها طول خواهد کشید. حال ما می دانیم که الکتریسیته یک سیال نبوده و در واقع حرکت ذرات باردار بین مواد یا به عبارت دیگر تبادل الکترون بین دو شئ است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 17:50  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

 

فرستنده  FM

 

 

 

 

 

  این فرستنده روی موج VHF و در محدوده فرکانسی 108-88 مگاهرتز کار میکند. سیستم مدولاسیون این مدار، فرکانسی است و لذا با استفاده از حروف اول دو کلمه Frequency Modoulation به آن FM میگویند. مدار این دستگاه از دو بخش اوسیلاتور یا نوسان ساز و بخش مدولاسیون تشکیل شده است. هسته اصلی بخش نوسان ساز، مدار مرکب از خازن تریمرVc1    و بوبین L1 است. از آنجاییکه نوسان حاصل از این مدار ساده، پایدار و ماندنی نیست و به سرعت در مدار مستهلک میشود از اینرو از ترانزیستور Q1 برای پایدار کردن آن استفاده شده است. نوسانهای ضعیف تولید شده در سیم   پیچ و خازن C3 به پایه امیتر ترانزیستور داده میشود و تغییرات ولتاژ در پایه امیتر ترانزیستور به صورت جریان شدیدتر در پایه کلکتور ظاهر میشود و از طریق سیم پیچ و آنتن در فضا پخش میشود.

 

 از اینرو در حالیکه هیچگونه علائم صوتی به مدار داده نشود مدار          نوسان ساز فرکانس ثابتی در حدود 100 مگاهرتز ایجاد میکند. اما با ورود جریان صوتی اعمال شده از طریق میکروفن Mic ، خازن C1 و مقاومت R2    به بیس ترانزیستور، وضع نوسانهای مدار تغییر میکند. این تغییرات موجب میشود که فرکانس مدار نوسان ساز نیز مطابق شدت صدا کم و زیاد شود، که به این عمل مدولاسیون گفته میشود و چون این عمل موجب تغییر در عمل نوسان سازی مدار میشود، به آن مدولاسیون فرکانسی میگویند. در مدار مقاومت R1 جریان مورد نیاز میکروفن را تامین میکند و LED بکار رفته   نیز برای تشخیص روشن یا خاموش بودن مدار فرستنده است.

 

شماتیک مدار

 

 

 

 

قطعات مدار

 

   >   مقاومت

 :   R1 = 8.2 k

 

>   مقاومت

 :   R2 = 470

 

>   مقاومت

 :   R3 = 100 k

 

>   مقاومت

 :   R4 = 150

 

>   مقاومت

 :   R5 = 68

 

>   خازن الکترولیت

 :   C1 = 22 nF

 

>   خازن الکترولیت

 :   C2 = 1.5 nF

 

>   خازن عدسی

 :   C3 = 10 pF

 

>   خازن الکترولیت

 :   C4 = 22 uF

 

>   خازن عدسی

 :   C5 = 5 pF

 

>   ترانزیستور

 :   C458

 

>   دیود LED

 :   یک عدد

 

>   خازن تریمر

 :   Vc1 = 10 pF

 

>   میکروفن خازنی

 :   Mic

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 17:29  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

  در این آمپلی فایر صوتی 7 وات از یک آی سی معروف تقویت کننده TBA810 استفاده شده است که قطعات مورد نیاز را به حداقل رسانده و ساخت آن را ساده کرده است. از جمله مشخصات آی سی مذکور، کار با ولتاژهای پایین 6 تا 12 ولت میباشد و کیفیت تقویت صدا در آن در مقایسه با مدارهای ترانزیستوری در حد بهتری قرار دارد. این آی سی دارای مدار مخصوصی موسوم به Short Circuit Proof است که آنرا در مقابل اتصالات ناگهانی سیمهای بلندگو و یا بار اضافی از خطر سوختن حفظ میکند. از دیگر مزایای آی سی TBA810 مجهز بودن آن به مدار Thurmal Shutdown Protection است که در صورت گرم شدن بیش از حد آی سی بطور اتوماتیک جریان کلی مدار را کاهش میدهد و مانع اغتشاش صدا و خراب شدن آی سی میشود. همانگونه که در مدار ملاحظه مینمایید، ورودی صوتی تقویت کننده توسط یک عدد پتانسیوتر P1 یا ولوم 50k به آی سی اعمال میشود و از اینرو توسط ولوم مذکور میتوان صدای بلندگو را کم و زیاد نمود. تغذیه مدار 12 ولت DC است که برای محافظت در مقابل اشتباه وصل کردن قطبهای منبع تغذیه از یک دیود D1 در مدار استفاده شده است. در ساخت مدار سعی نمایید IC را برروی Heat Sink ( رادیاتور ) نصب نمایید تا از گرم شدن بیش از حد آن جلوگیری شود.

 

                                                            شماتیک مدار

 

 

 

 

 

 

 

 قطعات مدار

 

   >    مقاومت

 :   R1 = 470 k

 

>    مقاومت

 :   R2 = 33

 

>    مقاومت

 :   R3 = 56

 

>    مقاومت

 :   R4 = 1

 

>    مقاومت

 :   R5 = 1.2

 

>   مقاومت

 :   R6 = 100

 

>    خازن

 :   C1 = 330 uF

 

>    خازن

 :   C2 = 100 uF

 

>    خازن

 :   C3 = 472

 

>   خازن

 :   C4 = 0.001 uF

 

>    خازن

 :   C5 = 33 uF

 

>    خازن

 :   C6 = 0.1 uF

 

>    خازن

 :   C7 = 470 uF

 

>    خازن

 :   C8 = 1000 Uf

 

>   ولوم

 :   p1 = 5 k

 

>   آی سی تقویت کننده صوتی

 :   TBA810

 

>   رادیاتور Heat-sink

 :   یک عدد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 17:27  توسط وحید آ قالاري و ايوب سهرابي  | 

نخستین بخش این گیرند رادیویی " مدار هماهنگی " است . در دوسر سیم پیچ اولیه مدار هماهنگی ، یک خازن متغیر تعبیه شده است که با چرخاندن آن میتوان مدارمذکور را برای دریافت ایستگاههای مختلف در باند موج متوسط MW یعنی فرکانسهای 530 تا 1600 کیلو سیکل تنظیم نمود.امواجی که در ثانویه کادر آنتن ظاهر میشوند بسیار ضعیف هستند و از این رو آنها را برای تقویت به ترانزیستوری که تشکیل دهنده یک مدار تقویت کننده امواج رادیویی است میدهیم . این ترانزیستور امواج رادیویی را به شدت تقویت کرده امواج تقویت شده را در پایه کلکتور خود ظاهر میکند، اما برای آنکه این امواج وارد مدارهای دیگر دستگاه نشود، سیم پیچ مخصوص L1 راه را برای خروج امواج رادیویی سد میکند و آنها را از طریق خازن C1 به مدار یکسوساز هدایت میکند.با عبور امواج رادیویی از دیود ها به اصطلاح یکسویه شده و جریان صوتی آنها آشکار میشود.جریان صوتی با عبور از ثانویه سیم پیچ وارد پایه بیس ترانزیستور شده و تقویت نیز میشود. مدار بعدی یک تقویت کننده بسیار قوی و حساس متشکل از یک آی سی است که جریان صوتی را از طریق C4- R4 و مدار ولوم کنترل صدا دریافت کرده و پس از تقویت در پایه خروجی ظاهر میکند و امواج صوتی تقویت شده از خازن الکترولیت C10 عبور کرده بلندگو را به کار می اندازند.

 

                                                               شماتیک مدار

 

 

 

 

 

 

قطعات مدار

 

  >   مقاومت

 :   R1=680 k

 

>   مقاومت

 :   R2,R3=1 k

 

>   مقاومت

 :   R4=8.2 k

 

>   مقاومت

 :   R5=10

 

>   خازن

 :   C1=120 pF

 

>   خازن

 :   C2=0.001 uF

 

>   خازن الکترولیت

 :   C3=33 uF

 

>   خازن الکترولیت

 :   C4=3.3 uF

 

>   خازن الکترولیت

 :   C5=0.47 uF

 

>   خازن

 :   C6=0.01 uF

 

>   خازن الکترولیت

 :   C7 =10 uF

 

>   خازن

 :   C8,C9=0.04 Uf

 

>    خازن الکترولیت

 :   C10=100 uF